آیکن بنر

رایتینگ آیلتس رو خودت با فست‌دیکشنری تصحیح کن

رایتینگ آیلتس رو با فست‌دیکشنری تصحیح کن

رایگان تست کن
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Tying

      ˈtaɪɪŋ ˈtaɪ-ɪŋ

      گذشته‌ی ساده:

      tied

      شکل سوم:

      tied

      سوم‌شخص مفرد:

      ties

      معنی tying

      adverb

      (وجه وصفی معلوم از فعل tie )، متصل‌کننده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ابزارهای هوش مصنوعی
      تغییر لحن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · رسمی، آکادمیک یا عامیانه
      امتحان کن
      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد tying

      1. verb create social or emotional ties
        Synonyms:
        attaching linking bonding binding knotting securing fastening tethering trussing
        Antonyms:
        untying
      1. verb finish a game with an equal number of points, goals, etc.
        Synonyms:
        equaling matching balancing meeting drawing parallelling
        Antonyms:
        failing losing succeeding surpassing
      1. verb perform a marriage ceremony
        Synonyms:
        marrying wedding uniting splicing
      1. verb connect, fasten, or put together two or more pieces
        Synonyms:
        connecting linking chaining fastening fettering leashing handcuffing shackling knotting hampering hobbling manacling trammelling hamstringing
        Antonyms:
        disconnecting detaching loosening unfastening untying loosing
      1. noun the act of tying or binding things together
        Synonyms:
        ligature
      1. adjective
        Synonyms:
        restricting limiting restraining confining strict checking curbing cramping

      سوال‌های رایج tying

      گذشته‌ی ساده tying چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده tying در زبان انگلیسی tied است.

      شکل سوم tying چی میشه؟

      شکل سوم tying در زبان انگلیسی tied است.

      سوم‌شخص مفرد tying چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد tying در زبان انگلیسی ties است.

      ارجاع به لغت tying

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «tying» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۲ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/tying

      لغات نزدیک tying

      • - tycoon
      • - tydeus
      • - tying
      • - tyke
      • - Tyler
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت wizard و witch چیست؟

      تفاوت among و between چیست؟

      تفاوت sympathy و empathy چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      commit oneself cohort ferris wheel afferent flossy gamesmanship glassine isomerous jaspilite letterhead limestone methacrylate resin nethermost oddsmaker pride of place بامیه بی‌جوراب بیسترو پرتاب‌شناسی تائوئیست تمرین کردن توربین‌دار جداساز جزیره‌ی شمالی حلقه‌ی گل مینا ختنه‌سوران دارویی درخت نارگیل گذرگاه طاق‌دار ورزش
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.