آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۲ آبان ۱۴۰۴

      Tyke

      taɪk taɪk

      شکل جمع:

      tykes

      معنی tyke | جمله با tyke

      noun countable

      بچه، کودک

      همچنین می‌توان از tike استفاده کرد.

      The school organized games for the tykes during the festival.

      مدرسه درطول جشن، بازی‌هایی برای کودکان ترتیب داد.

      She loves reading stories to tykes.

      او عاشق خواندن داستان برای بچه‌هاست.

      noun countable informal

      انگلیسی بریتانیایی بچه‌ی شیطان، بچه‌ی موذی، کودک بازیگوش

      همچنین می‌توان از tike استفاده کرد.

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی در فست دیکشنری

      You little tyke, stop hiding under the table!

      بچه‌ی شیطون، دیگه زیر میز قایم نشو!

      The teacher couldn’t help laughing at the tyke’s antics.

      معلم نمی‌توانست جلوی خنده‌اش را از کارهای شیطنت‌آمیز کودک بازیگوش بگیرد.

      noun countable informal

      انگلیسی بریتانیایی قدیمی آدم بی‌ادب، جاهل، بی‌فرهنگ

      همچنین می‌توان از tike استفاده کرد.

      Don’t behave like a tyke at the dinner table.

      سر میز شام مثل شخصی بی‌فرهنگ رفتار نکن.

      The villagers called him a tyke because of his rude manners.

      اهالی روستا او را به‌خاطر رفتارهای بی‌ادبانه‌اش جاهل می‌نامیدند.

      noun countable informal

      انگلیسی بریتانیایی تایک (اهل یورکشایر)

      She married a Tyke and moved to Yorkshire.

      او با یک تایک ازدواج کرد و به یورکشایر نقل مکان نمود.

      The Tyke welcomed visitors to the village festival.

      تایک، بازدیدکنندگان را به جشن روستا خوش‌آمد گفت.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد tyke

      1. noun a young person of either sex
        Synonyms:
        child kid youngster minor boy nipper fry tike shaver small-fry nestling squirt tiddler cur dog mongrel peasant boor churl barbarian goth

      سوال‌های رایج tyke

      شکل جمع tyke چی میشه؟

      شکل جمع tyke در زبان انگلیسی tykes است.

      ارجاع به لغت tyke

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «tyke» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/tyke

      لغات نزدیک tyke

      • - tydeus
      • - tying
      • - tyke
      • - Tyler
      • - tymbal
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      appalachian tea mixture niche electroencephalogram eschewal hyperbolism horsepox northwestwardly jollification heulandite paullownia reveal a talent Ridiculously small substantial number (of) grind اجازه‌ی عبور کارت وفاداری صافی فخر فروختن کمپوت گل لاله گوجه‌سبز عابر پیاده روزمره روز رستاخیز روستا رژگونه رژیمی زبان عبری زمان کوتاه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.