Cur

kɜːr kɜː
آخرین به‌روزرسانی:

معنی

noun
سگ بداصل، سگ دورگه، (مجازاً) آدم پست

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

فست دیکشنری در اینستاگرام
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد cur

  1. noun rotten, lowly animate being
    Synonyms:
    scoundrel villain rat worm dog stinker heel cad skunk scum wretch hound blackguard bum coward good-for-nothing ne’er-do-well snake black sheep riffraff toad yellow dog
  1. noun animal of mixed breed
    Synonyms:
    mutt mongrel crossbreed hybrid

ارجاع به لغت cur

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «cur» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/cur

لغات نزدیک cur

پیشنهاد بهبود معانی