آیکن بنر

هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور به‌روزرسانی می‌شوند.

به‌روزرسانی هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور

خرید با قیمت فعلی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۸ تیر ۱۴۰۵

      Scum

      skʌm skʌm

      گذشته‌ی ساده:

      scummed

      شکل سوم:

      scummed

      سوم‌شخص مفرد:

      scums

      وجه وصفی حال:

      scumming

      معنی scum | جمله با scum

      noun countable uncountable

      کف، تفاله، سرجوش، رویه (روی مایعات و غیره)

      تبدیل آدرس با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · آدرس فارسی به انگلیسی استاندارد
      امتحان کن

      She skimmed the scum off the soup with a spoon.

      او با قاشق کف روی سوپ را برداشت.

      After boiling, scum floated to the top of the broth.

      ‫پس‌از جوشیدن، سرجوش روی آبگوشت آمد.‬

      noun countable uncountable informal

      مجازی آدم پست‌فطرت، آدم کثافت، آدم نخاله، آدم پست، آدم عوضی، آدم انگل، آدم منفور

      همچنین در حالت جمع می‌توان از scum استفاده کرد.

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی

      get lost, you scum!

      پست‌فطرت، برو گم‌ شو!

      the scum of the society

      نخاله‌ی جامعه

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      He treats gamblers like the scum of the earth.

      او قماربازان را انگل جامعه می‌داند.

      noun countable uncountable

      لایه‌ی کثافت (روی استخر و آب)

      A thick layer of scum covered the surface of the pond.

      یک لایه‌ی ضخیم کثافت سطح حوضچه را پوشانده بود.

      Green scum formed on the aquarium glass.

      لایه‌ی کثافت سبز روی شیشه‌ی آکواریوم شکل گرفت.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد scum

      1. noun superficial impurities, dirt
        Synonyms:
        dirt waste residue dross scruff crust film froth algae spume
        Antonyms:
        cleanliness
      1. noun people who are bad, despicable
        Synonyms:
        mob mass people rabble trash riffraff scum of the earth unwashed lowest dregs rubbish curs vermin

      ارجاع به لغت scum

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «scum» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۷ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/scum

      لغات نزدیک scum

      • - sculpture
      • - sculpturesque
      • - scum
      • - scumbag
      • - scumble
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت sympathy و empathy چیست؟

      تفاوت Rap و Hip Hop چیست؟

      تفاوت attain و obtain چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      norway spruce carrot broccoli spinach kale lettuce cabbage zucchini eggplant aubergine bell pepper onion garlic potato sweet potato آندورا آهن خیز اتهامی اردوگاه موقت استیضاح کردن اصوات اهریمنی اوجا با بی وجدانی با رنجیدگی بازنشسته بازگویی بالا رفتن از بخار تولید کردن بخیه زدن
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.