آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۹ آذر ۱۴۰۲

      Dirt

      dɜːrt dɜːt

      شکل جمع:

      dirts

      معنی dirt | جمله با dirt

      noun uncountable B1

      چرک، کثافت، لکه، خاک

      There was a lot of dirt under his fingernails.

      زیر ناخن‌هایش پر از چرک بود.

      How can I get the dirt off my hand?

      چطور دستهایم را از کثافت پاک کنم؟

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      She stepped on sheep dirt.

      او روی کثافت گوسفند پا گذاشت.

      They dug the well and piled the dirt in the alley.

      آن‌ها چاه را کندند و خاک آن را در کوچه انباشتند.

      It was raining and the children's boots were covered with dirt.

      باران می‌آمد و پوتین‌های بچه‌ها از گل‌ولای پوشیده شده بود.

      a dirt road

      جاده‌ی خاکی

      noun uncountable

      پلیدی، زنندگی، تباهی، فرومایگی، رذالت، پست فطرتی

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار اندروید فست دیکشنری

      the dirt of jealousy

      پلیدی حسادت

      There is more dirt to be uncovered at the parliament.

      در پارلمان فساد بیشتری وجود دارد که باید از آن پرده‌برداری شود.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      His movies are full of dirt.

      فیلم‌های او پر از هرزه‌نگاری است.

      noun uncountable

      غیبت، پشت سر دیگری حرف زدن، گناه کسی را شستن، وراجی، سخن‌چینی

      The dirt they say about him does not deserve an answer.

      حرف‌هایی که پشت سر او می‌زنند، استحقاق پاسخ را ندارد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد dirt

      1. noun grime, impurity
        Synonyms:
        grime soil mud filth smudge stain muck gunk slime scuz smut filthiness mire dreck impurity rottenness dregs crud sleaze gook excrement feculence ground tarnish
        Antonyms:
        cleanliness purity pureness sterility
      1. noun obscenity; immorality
        Synonyms:
        filth smut pornography indecency fraud lubricity chicanery double-dealing fourberie
        Antonyms:
        morality
      1. noun soil
        Synonyms:
        earth soil dust loam clay terra firma real estate
      1. noun gossip
        Synonyms:
        talk news rumor buzz gossip the lowdown juicy morsel intimate intelligence

      Idioms

      do someone dirt

      (امریکا - عامیانه) به کسی صدمه زدن (از راه هرزه‌درایی یا شایعه پراکنی)، به ناحق رفتار کردن

      hit the dirt

      (عامیانه) خود را به زمین افکندن (مثلاً برای احتراز از تیر خوردن)، (روی زمین) ولو شدن

      throw (fling) dirt at somebody

      پشت سر کسی بدگویی کردن

      سوال‌های رایج dirt

      شکل جمع dirt چی میشه؟

      شکل جمع dirt در زبان انگلیسی dirts است.

      ارجاع به لغت dirt

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «dirt» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۴ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/dirt

      لغات نزدیک dirt

      • - dirl
      • - dirndl
      • - dirt
      • - dirt bike
      • - dirt farmer
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      birthrate blow down boron carbide brava brazen sprawl spritz sputum stagnate stand aside state of the art stavanger astigmatism pigeon reset تجدید حیات مورب تکاپو کردن عیب ماهور داروخانه کوست یک میلیون بورانی پیدا پدیده براق بید انتها اساس
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.