۱۵ کلمه انگلیسی که در طول زمان تغییر معنی دادند
۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند
آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟
گذشتهی ساده:
slimedشکل سوم:
slimedسومشخص مفرد:
slimesوجه وصفی حال:
slimingشکل جمع:
slimesمادهی لزج، مادهی چسبناک
There was green slime oozing from the pipe.
مادهی لزج سبزی از لوله بیرون میزد.
Many marine organisms produce a protective slime.
بسیاری از موجودات دریایی مادهی لزج محافظ تولید میکنند.
The snails left a trail of slime on the road.
حلزونها اثر لزج و چسبناکی از خود روی جاده بهجا گذاشتند.
اسلایم (اسباببازی ژلهمانند)
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
Kids love playing with colorful slime.
بچهها عاشق بازی با اسلایم رنگارنگ هستند.
Children often engage in creative play using various types of slime.
کودکان اغلب با انواع مختلف اسلایم بازی خلاقانه میکنند.
انگلیسی آمریکایی آدم پست، آدم کثیف
I can't stand working with such a slime.
نمیتوانم با چنین آدم پستی کار کنم.
That slime always tries to cheat people.
آن آدم کثیف همیشه سعی میکند مردم را فریب دهد.
شکل جمع slime در زبان انگلیسی slimes است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «slime» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۷ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/slime