آیکن بنر

لیست کامل اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

مشاهده
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۳۰ دی ۱۴۰۲

    Residue

    ˈrezəduː ˈrezədjuː

    شکل جمع:

    residues

    معنی residue | جمله با residue

    noun countable formal C1

    باقی‌مانده، پس‌مانده، مابقی، پسماند، قسمت‌ باقی‌مانده

    The residue on the plate was hard to scrub off.

    باقیمانده‌ی روی بشقاب به‌سختی پاک می‌شد.

    After simplifying the equation, there was still some residue left.

    پس‌از ساده کردن معادله، هنوز مقداری باقی‌مانده مانده بود.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    The residue of the stock was sold.

    مابقی سهام فروخته شد.

    noun countable

    حقوق باقی‌مانده‌ی ماترک، باقی‌مانده‌ی دارایی

    link-banner

    لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی حقوق

    مشاهده

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    همگام سازی در فست دیکشنری

    The residue of her estate was divided among her children.

    باقی‌مانده‌ی دارایی او بین فرزندانش تقسیم شد.

    He was surprised to learn he was the sole beneficiary of his uncle's residue.

    او از اینکه فهمید تنها ذینفع از باقی‌مانده‌ی دارایی عمویش است، متحیر شد.

    noun

    یک واحد ساختاری (از مولکولی پیچیده)

    The scientist analyzed the residue to determine its composition.

    دانشمند این ساختار را برای تعیین ترکیبش تجزیه و تحلیل کرد.

    Are amino acid residues from protein hydrolysis?

    آیا اسیدهای آمینه واحد ساختاری حاصل از هیدرولیز پروتئین هستند؟

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد residue

    1. noun leftover part
      Synonyms:
      remainder remains leftovers rest excess extra scraps garbage trash junk leavings debris surplus balance remnant residual dregs scum dross shavings slag sewage heel parings residuum silt scourings orts
      Antonyms:
      core base

    سوال‌های رایج residue

    شکل جمع residue چی میشه؟

    شکل جمع residue در زبان انگلیسی residues است.

    ارجاع به لغت residue

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «residue» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۱ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/residue

    لغات نزدیک residue

    • - residual magnetism
    • - residuary
    • - residue
    • - residuum
    • - resign
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    واژه سال 2025 دیکشنری ها

    واژه سال 2025 دیکشنری ها

    لغات انگلیسی مربوط به کریسمس

    لغات انگلیسی مربوط به کریسمس

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    holland shades of something or someone Manichaean tumult motherhood turn down exponential extant extensible extensively gourmet exterritorial extreme weather extremely subterfuge محموله تحریم تحمیل متحمل یحتمل تحقق مهمل منقار نامگذاری مغیلان مقوا تقدم منقش نصیر منجوق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.