آیکن بنر

‫تصحیح و ‫تحلیل کامل‬ رایتینگ آیلتس‬ در فست‌دیکشنری

‫تصحیح و ‫تحلیل رایتینگ آیلتس‬ در فست‌دیکشنری

امتحان کن
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۳۰ دی ۱۴۰۲

      Residue

      ˈrezəduː ˈrezədjuː

      شکل جمع:

      residues

      معنی residue | جمله با residue

      noun countable formal C1

      باقی‌مانده، پس‌مانده، مابقی، پسماند، قسمت‌ باقی‌مانده

      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      The residue on the plate was hard to scrub off.

      باقیمانده‌ی روی بشقاب به‌سختی پاک می‌شد.

      After simplifying the equation, there was still some residue left.

      پس‌از ساده کردن معادله، هنوز مقداری باقی‌مانده مانده بود.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The residue of the stock was sold.

      مابقی سهام فروخته شد.

      noun countable

      حقوق باقی‌مانده‌ی ماترک، باقی‌مانده‌ی دارایی

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی حقوق

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در ایکس

      The residue of her estate was divided among her children.

      باقی‌مانده‌ی دارایی او بین فرزندانش تقسیم شد.

      He was surprised to learn he was the sole beneficiary of his uncle's residue.

      او از اینکه فهمید تنها ذینفع از باقی‌مانده‌ی دارایی عمویش است، متحیر شد.

      noun

      یک واحد ساختاری (از مولکولی پیچیده)

      The scientist analyzed the residue to determine its composition.

      دانشمند این ساختار را برای تعیین ترکیبش تجزیه و تحلیل کرد.

      Are amino acid residues from protein hydrolysis?

      آیا اسیدهای آمینه واحد ساختاری حاصل از هیدرولیز پروتئین هستند؟

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد residue

      1. noun leftover part
        Synonyms:
        remainder remains leftovers rest excess extra scraps garbage trash junk leavings debris surplus balance remnant residual dregs scum dross shavings slag sewage heel parings residuum silt scourings orts
        Antonyms:
        core base

      سوال‌های رایج residue

      شکل جمع residue چی میشه؟

      شکل جمع residue در زبان انگلیسی residues است.

      ارجاع به لغت residue

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «residue» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۴ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/residue

      لغات نزدیک residue

      • - residual magnetism
      • - residuary
      • - residue
      • - residuum
      • - resign
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت job و work چیست؟

      تفاوت job و work چیست؟

      لغات و اصطلاحات بوکس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بوکس به انگلیسی

      اصطلاحات شطرنج به انگلیسی

      اصطلاحات شطرنج به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      ml mm molly Monday monte carlo method multi- my stomach churns nefertiti neutron number old-time order a takeaway otherwise pak choi physical therapy people's republic of china نفر اول نفیس نقره ای هواپز موکول کردن من‌درآوردی منابع ممکن بودن معاینه کردن مسدود کردن مستبد مزایا مرمت متقاضی ماچا
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.