آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

Silt

sɪlt sɪlt

معنی silt | جمله با silt

noun uncountable

گل‌ولای، سیلت، گل، لای، گل‌ماسه (همراه جریان آب)

The farmer used the silt from the river to enrich the soil in his garden.

کشاورز از گل‌ولای رودخانه برای غنی کردن خاک باغ خود استفاده کرد.

The silt in the river made the water appear murky and brown.

گل‌ولای موجود در رودخانه باعث شد آب کدر و قهوه‌ای به نظر برسد.

نمونه‌جمله‌های بیشتر

They dredged the silt from the bottom of the canal.

گل‌ولای ته آبراه را لای‌روبی کردند.

verb - intransitive

با گل‌ولای مسدود شدن، گل‌ولای گرفتن (معمولاً با حرف اضافه‌ی up می‌آید)

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

هوش مصنوعی فست دیکشنری

The harbor has silted up.

گل‌ولای بندرگاه را گرفته است.

Without regular maintenance, the irrigation channels quickly silt up, reducing their effectiveness.

بدون تعمیر و نگهداری منظم، کانال‌های آبیاری به‌سرعت با گل‌ولای مسدود می‌شوند و اثربخشی آن‌ها کاهش می‌یابد.

verb - transitive

با گل‌ولای مسدود کردن، بستن

پیشنهاد بهبود معانی

انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد silt

  1. verb become chocked with silt
    Synonyms:
    silt-up
  1. noun
    Synonyms:

ارجاع به لغت silt

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «silt» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/silt

لغات نزدیک silt

پیشنهاد بهبود معانی