گذشتهی ساده:
connectedشکل سوم:
connectedسومشخص مفرد:
connectsمتصلکننده، پیونددهنده، رابط، وصلکننده، ربطدهنده، پیوستگر، اتصالی، همبند
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The connecting cable failed during the data transfer.
کابل رابط هنگام انتقال داده خراب شد.
Please attach the connecting plug to the back of the device.
لطفاً دوشاخهی متصلکننده را به پشت دستگاه وصل کنید.
The connecting rod links the engine components together.
میلهی پیوستگر اجزای موتور را به هم پیوند میدهد.
پرواز اتصالی (پروازی که در یک فرودگاه توقف دارد و مسافران هواپیما را عوض میکنند)
گذشتهی ساده connecting در زبان انگلیسی connected است.
شکل سوم connecting در زبان انگلیسی connected است.
سومشخص مفرد connecting در زبان انگلیسی connects است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «connecting» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳۰ تیر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/connecting