آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Arrive

      əˈraɪv əˈraɪv

      گذشته‌ی ساده:

      arrived

      شکل سوم:

      arrived

      سوم‌شخص مفرد:

      arrives

      وجه وصفی حال:

      arriving

      شکل جمع:

      arrivals

      معنی arrive | جمله با arrive

      verb - intransitive A2

      وارد شدن، رسیدن، فرارسیدن، در رسیدن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی مقدماتی

      مشاهده

      Mehri arrived from Ahvaz last night.

      مهری دیشب از اهواز رسید.

      When will they arrive?

      کی وارد می‌شوند؟

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      His letter arrived yesterday.

      نامه‌ی او دیروز رسید.

      The time has arrived for action.

      وقت عمل فرارسیده است.

      Spring arrived and turned the world into a paradise.

      بهار آمد و شد جهان چون بهشت.

      He hasn't arrived yet professionally.

      او هنوز از نظر حرفه‌ای به جایی نرسیده است.

      We arrived at the station late.

      دیر به ایستگاه رسیدیم.

      Health is not to be arrived at only through money.

      سلامتی (چیزی است که) فقط با پول دست‌یافتنی نیست.

      verb - intransitive

      زاده شدن، به دنیا آمدن، متولد شدن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

      The baby arrived last night.

      بچه دیشب به‌دنیا آمد.

      verb - intransitive

      موفق شدن

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد arrive

      1. verb come to a destination
        Synonyms:
        reach get to enter appear turn up land show up visit attain make it access hit check in drop in fall by pull in clock in sign in report alight dismount pop in fall in wind up at make the scene hit town roll in take place drop anchor breeze in pop up buzz punch the clock blow in bust in barge in sky in
        Antonyms:
        leave go depart disappear
      1. verb achieve recognition
        Synonyms:
        succeed prosper flourish thrive accomplish make it make good score make the grade become famous reach the top

      Collocations

      to arrive at

      رسیدن به، وارد شدن به، دست‌یافتن، نایل شدن

      سوال‌های رایج arrive

      گذشته‌ی ساده arrive چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده arrive در زبان انگلیسی arrived است.

      شکل سوم arrive چی میشه؟

      شکل سوم arrive در زبان انگلیسی arrived است.

      شکل جمع arrive چی میشه؟

      شکل جمع arrive در زبان انگلیسی arrivals است.

      وجه وصفی حال arrive چی میشه؟

      وجه وصفی حال arrive در زبان انگلیسی arriving است.

      سوم‌شخص مفرد arrive چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد arrive در زبان انگلیسی arrives است.

      ارجاع به لغت arrive

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «arrive» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/arrive

      لغات نزدیک arrive

      • - arris
      • - arrival
      • - arrive
      • - arrive at a compromise
      • - arrive at a conclusion
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon جنده حشرات خاور رابطه‌ی جنسی یک‌شبه سستی سیار شرمگاه لثه او عالم آسیب‌شناسی آغازین اسب‌سوار استعفا امتحان کننده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.