گذشتهی ساده:
atrophiedشکل سوم:
atrophiedسومشخص مفرد:
atrophiesوجه وصفی حال:
atrophyingشکل جمع:
atrophiesپزشکی تحلیل رفتن، ضعیف شدن، لاغر شدن، روبهزوال رفتن (عضو یا بافت بدن)
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی پزشکی
Muscles that are not used will atrophy.
عضلاتی که به کار گرفته نمیشوند، کوچک و ضعیف میشوند.
Prolonged immobilization following injury can lead to significant muscle atrophy, which necessitates targeted physical therapy for recovery.
بیحرکتی طولانیمدت بهدنبال آسیب میتواند منجر به تحلیل رفتن قابل توجه عضلات شود که برای بهبودی نیازمند فیزیوتراپی هدفمند است.
Healthcare professionals advise that early intervention is crucial to prevent severe muscle atrophy in individuals recovering from neurological disorders.
متخصصان مراقبتهای بهداشتی توصیه میکنند که مداخلهی زودهنگام برای جلوگیری از تحلیل رفتن شدید عضلات در افرادی که از اختلالات عصبی بهبود مییابند، حیاتی است.
از بین رفتن، تحلیل رفتن، از رونق افتادن (مهارت، توانایی، سازمان و ...)
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
Many rural communities have atrophied.
بسیاری از جوامع روستایی از رونق افتادهاند.
Without consistent practice, even highly developed cognitive abilities can begin to atrophy, impacting an individual's problem-solving efficiency.
بدون تمرین مداوم، حتی تواناییهای شناختی بسیار توسعهیافته نیز میتوانند تحلیل بروند و بر کارایی حل مسئلهی یک فرد تأثیر بگذارند.
The report suggests that without continued investment in research and development, a company's capacity for innovation will inevitably atrophy, hindering future growth.
گزارش حاکی از آن است که بدون سرمایهگذاری مستمر در تحقیق و توسعه، ظرفیت نوآوری یک شرکت ناگزیر از بین خواهد رفت و مانع رشد آینده میشود.
پزشکی تحلیل، کاهش اندازه (عضو یا بافت بدن)
Research indicates that certain neurological conditions are characterized by the progressive atrophy of specific brain regions, impacting cognitive function.
تحقیقات نشان میدهد که برخی از بیماریهای عصبی با تحلیل پیشروندهی مناطق خاصی از مغز مشخص میشوند که بر عملکرد شناختی تأثیر میگذارد.
The lecture will delve into the cellular mechanisms underlying muscle atrophy, a common consequence of disuse and aging.
سخنرانی به مکانیسمهای سلولی زیربنای تحلیل عضلانی که پیامد رایج عدم استفاده و پیری است، خواهد پرداخت.
گذشتهی ساده atrophy در زبان انگلیسی atrophied است.
شکل سوم atrophy در زبان انگلیسی atrophied است.
شکل جمع atrophy در زبان انگلیسی atrophies است.
وجه وصفی حال atrophy در زبان انگلیسی atrophying است.
سومشخص مفرد atrophy در زبان انگلیسی atrophies است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «atrophy» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/atrophy