Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۹ اسفند ۱۴۰۲

      Sent

      sent sent

      مصدر:

      send

      شکل جمع:

      senti

      معنی sent | جمله با sent

      گذشته‌ی ساده و شکل سوم فعل send

      She sent a text message to her friend.

      برای دوستش پیامک فرستاد.

      He sent an email to the entire team.

      یک ایمیل برای کل تیم ارسال کرد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      We sent flowers to congratulate them on their wedding.

      برای تبریک عروسی آن‌ها گل فرستادیم.

      noun countable

      سنت (زیر واحد پولی سابق استونی برابر با یک‌صدم کرون)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

      One hundred sents made up one kroon in the former monetary system of Estonia.

      در سیستم پولی سابق استونی، صد سنت برابر با یک کرون بود.

      I found an old coin with a sent inscribed on it.

      یک سکه‌ی قدیمی پیدا کردم که روی آن عبارت یک سنت نوشته شده بود.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد sent

      1. adjective caused or enabled to go or be conveyed or transmitted
        Synonyms:
        dispatched transmitted mailed shipped issued directed delegated consigned discharged emitted uttered driven impelled commissioned appointed ordained ordered committed gone in-transit on the road sent forth forced to go
        Antonyms:
        kept restrained held-back unsent
      1. verb cause to be admitted; of persons to an institution
        Synonyms:
        committed institutionalized transported propelled directed flung hurled charged electrified thrilled enraptured
      1. verb broadcast over the airwaves, as in radio or television
        Synonyms:
        transmitted communicated broadcasted aired relayed beamed emitted conducted wired
        Antonyms:
        received
      1. verb cause to be directed or transmitted to another place
        Synonyms:
        delivered forwarded conveyed transmitted carried dispatched shipped mailed posted relayed remitted delegated issued broadcasted expressed transported hurled flung thrown propelled projected discharged emitted driven advanced hastened expedited accelerated addrest wired commissioned bestowed inflicted consigned launched
        Antonyms:
        displeased
      1. verb assign to a station
        Synonyms:
        assigned placed given posted stationed conveyed transferred referred granted imparted entrusted bestowed conferred uttered

      سوال‌های رایج sent

      شکل جمع sent چی میشه؟

      شکل جمع sent در زبان انگلیسی senti است.

      ارجاع به لغت sent

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «sent» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/sent

      لغات نزدیک sent

      • - sensualize
      • - sensuous
      • - sent
      • - sentence
      • - sentence fragment
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      duress during economics ecstasy Eden representational repulsive rivet room and board room interviewer rush hour saggy salon satchel خودسرانه خوش قول خوشبخت شدن خوشنویسی خون‌آشام دائم‌الخمر داخل دادخواهی دادنامه دادگاه داستان بلند دانستن دانش دانشجوی پزشکی امور
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.