به علت به‌روزرسانی سرورها، ممکن است برخی از بخش‌های وب‌سایت و نرم‌افزارهای فست دیکشنری در دسترس نباشند.
فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

Flung

flʌŋ flʌŋ
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • گذشته‌ی ساده:

    flung
  • شکل سوم:

    flung
  • سوم شخص مفرد:

    flings
  • وجه وصفی حال:

    flinging

معنی‌ها

  • adverb
    زمان گذشته ساده فعل Fling
  • adverb
    قسمت سوم فعل Fling
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد flung

  1. verb Indulge oneself
    Synonyms: tossed, thrown, slung, fired, splurged, pitched, launched, hurtled, hurled, whirled, disposed, dumped, hove, scattered, discarded, plunged, dashed, shied, overthrown, shot, darted, flounced, cast, flirted, flipped, emitted, chucked
    Antonyms: caught
  2. verb To throw with violence:
    Synonyms: threw
  3. verb To throw with violence:
    Synonyms: thrown

ارجاع به لغت flung

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «flung» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/flung

لغات نزدیک flung

پیشنهاد بهبود معانی