گذشتهی ساده:
flunkedشکل سوم:
flunkedسومشخص مفرد:
flunksوجه وصفی حال:
flunkingانگلیسی آمریکایی رد شدن یا کردن، شکست خوردن، افتادن، انداختن، موفق نشدن، رفوزه شدن یا کردن، مردود شدن یا کردن (در امتحان)
He flunked half of the students.
او نصف شاگردان را رد کرد.
I flunked math.
در ریاضی رفوزه شدم.
مردودی، شکست، عدم موفقیت، ردی، رفوزگی، ناکامی
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
In many educational systems, a single flunk on a major standardized test can limit a student's university options.
در بسیاری از نظامهای آموزشی، یک مردودی در آزمون استاندارد بزرگ میتواند گزینههای دانشگاهی دانشآموز را محدود کند.
During the lecture on assessment, the professor noted that a rising flunk rate in introductory chemistry indicated problems with curriculum alignment.
در طول سخنرانی دربارهی ارزیابی، استاد اشاره کرد که افزایش آمار رفوزگی در شیمی مقدماتی نشاندهندهی مشکلات همراستایی برنامهی درسی است.
Course designers measured flunk rates before and after the intervention to evaluate its effectiveness.
طراحان دوره آمار مردودیها را قبل و بعداز مداخله اندازهگیری کردند تا اثربخشی آن را ارزیابی کنند.
(عامیانه) به خاطر نمرات بد اخراج کردن یا شدن
گذشتهی ساده flunk در زبان انگلیسی flunked است.
شکل سوم flunk در زبان انگلیسی flunked است.
وجه وصفی حال flunk در زبان انگلیسی flunking است.
سومشخص مفرد flunk در زبان انگلیسی flunks است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «flunk» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۴ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/flunk