Shied

American: ˈʃaɪd British: ʃaɪd
آخرین به‌روزرسانی:

معنی

verb - intransitive verb - transitive
زمان گذشته و اسم مفعول: shy

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

فست دیکشنری در اینستاگرام
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد shied

  1. verb to send through the air with a motion of the hand or arm
    Synonyms:
    thrown tossed cast pitched flung fired hurled launched slung dashed darted hove shot hurtled
  1. verb to draw away involuntarily, usually out of fear or disgust
    Synonyms:
    flinched winced recoiled cringed started quailed shrunken blenched demurred

ارجاع به لغت shied

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «shied» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۳ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/shied

لغات نزدیک shied

پیشنهاد بهبود معانی