آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۶ آذر ۱۴۰۳

      Mobile

      ˈmoʊbl ˈmoʊbəl ˈməʊbaɪl

      شکل جمع:

      mobiles

      معنی mobile | جمله با mobile

      adjective

      قادر به حرکت، قابل جابه‌جایی، قادر به جابه‌جا شدن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی مقدماتی

      مشاهده
      بهبود گرامر با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · رفع خطاهای گرامری و نشانه‌گذاری
      امتحان کن

      You'll be fully mobile soon.

      به‌زودی قادر به حرکت خواهی بود.

      After years of being bedridden, he was finally mobile again, thanks to physical therapy.

      پس از سال‌ها زمین‌گیر بودن، سرانجام به لطف فیزیوتراپی دوباره قادر به حرکت شد.

      adjective

      سیار، متحرک

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی

      The mobile medical unit arrived at the disaster site to provide immediate medical care.

      واحد پزشکی سیار برای ارائه‌ی مراقبت‌های پزشکی فوری در محل حادثه حاضر شد.

      a mobile home

      خانه‌ی سیار

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      a mobile library

      کتابخانه‌ی سیار

      adjective

      دارای تحرک، متحرک (گروه و جمعیت و غیره) (از نظر اجتماعی و جغرافیایی و شغلی و غیره)

      The young couple enjoyed their mobile lifestyle.

      زوج جوان از سبک زندگی دارای تحرک خود لذت می‌بردند.

      As a mobile employee, he was always on the move.

      او به‌عنوان کارمند متحرک همیشه در حال حرکت بود.

      adjective

      تکنولوژی موبایلی

      The mobile game has become increasingly popular.

      بازی موبایلی به‌طور فزاینده‌ای محبوب شده است.

      The company has launched a new mobile payment system for its customers.

      این شرکت سیستم پرداخت موبایلی جدیدی را برای مشتریان خود راه‌اندازی کرده است.

      noun countable A1

      انگلیسی بریتانیایی موبایل، تلفن همراه

      mobile, موبایل، تلفن همراه

      He lost his mobile and had to buy a new one the next day.

      موبایلش را گم کرد و روز بعد مجبور شد موبایل جدیدی بخرد.

      I left my mobile at home.

      تلفن همراهم را در خانه جا گذاشتم.

      noun countable

      انگلیسی بریتانیایی موبایل (اشاره به شماره‌ی موبایل)

      Don't forget to save my mobile in your contacts.

      فراموش نکنید که موبایل من را در مخاطبان خود ذخیره کنید.

      Please give me your mobile so I can text you later.

      لطفا موبایل خود را به من بدهید تا بعداً به شما پیامک بدهم.

      noun countable

      هنر تندیس جنبا، پیکره‌ی جنبا

      The artist spent hours crafting a unique mobile.

      این هنرمند ساعت‌ها صرف ساخت تندیس جنبای منحصر‌به‌فرد کرد.

      Children giggled in delight as they watched the colorful mobile twirl and whirl above their heads.

      وقتی که پیکره‌ی جنبای رنگارنگ بالای سرشان می‌چرخید و می‌چرخید، بچه‌ها از خوشحالی هرهر می‌خندیدند.

      noun countable

      هنر آویز معلق (پلاستیکی یا کاغذی)

      mobile, آویز معلق (پلاستیکی یا کاغذی)

      I saw a mobile hanging from the ceiling of the baby's room.

      دیدم آویز معلق از سقف اتاق بچه آویزان است.

      The mobile's movement caught my attention as soon as I entered the room.

      به محض ورود به اتاق، حرکت آویز معلق توجهم را جلب کرد.

      adjective

      متغیر، دگرگونی‌پذیر (چهره یا خلق‌وخو و غیره)

      He had a very mobile personality.

      شخصیت بسیار متغیری داشت.

      His mobile face mirrors his feelings.

      چهره‌ی دگرگونی‌پذیر او احساسات او را منعکس می‌کند.

      suffix

      وسیله‌ی نقلیه‌ی موتوری (که برای کاری خاص طراحی و ساخته شده است)

      The snowmobile left tracks in the fresh snow.

      ماشین برفی در برف تازه ردی از خود به جا گذاشت.

      The bookmobile driver carefully parked the large vehicle.

      راننده‌ی کتابخانه‌ی سیار این خودروی بزرگ را پارک کرد.

      adjective informal

      انگلیسی بریتانیایی ماشین‌دار

      Can you give me a lift if you're mobile?

      اگر ماشین‌دار هستی ممکن است مرا برسانی؟

      We're mobile tonight.

      امشب ماشین داریم.

      adjective

      سیال

      Ether is a mobile liquid.

      اتر یک مایع سیال است.

      The mobile substance moved freely.

      ماده‌ی سیال آزادانه حرکت می‌کرد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد mobile

      1. adjective movable, travelling
        Synonyms:
        moving portable free loose unstable unsteady fluid liquid mutable changeable motile ambulatory migratory roaming wandering itinerant nomadic migrant unsettled adaptable versatile locomotive motorized unstationary peripatetic unsteadfast
        Antonyms:
        stationary stable fixed immobile

      سوال‌های رایج mobile

      معنی mobile به فارسی چی میشه؟

      کلمه "mobile" در زبان انگلیسی به معنای "متحرک" یا "قابل حمل" است و به اشیاء یا فناوری‌هایی اشاره دارد که به راحتی قابل جابجایی هستند. این واژه به ویژه در دنیای فناوری و ارتباطات به کاربردهای مختلفی اشاره دارد، که یکی از مهم‌ترین آن‌ها "موبایل" یا "گوشی همراه" است. در ادامه به بررسی معانی و نکات جالب درباره کلمه "mobile" خواهیم پرداخت.

      تعریف و معانی

      کلمه "mobile" از ریشه لاتین "mobilis" به معنای "قابل حرکت" آمده است. در زبان‌های مختلف، این واژه به اشیاء و فناوری‌هایی که قابلیت حرکت و جابجایی دارند، اطلاق می‌شود. در زمینه فناوری، "mobile" به دستگاه‌هایی اشاره دارد که به صورت بی‌سیم کار می‌کنند و معمولاً به راحتی قابل حمل هستند، مانند تلفن‌های همراه، تبلت‌ها و لپ‌تاپ‌ها.

      گوشی‌های هوشمند

      با ورود گوشی‌های هوشمند، مفهوم "mobile" به معنای واقعی خود در زندگی روزمره ما پیاده‌سازی شد. گوشی‌های هوشمند نه تنها برای برقراری تماس و ارسال پیام کاربرد دارند، بلکه به عنوان ابزارهایی برای دسترسی به اینترنت، شبکه‌های اجتماعی، بازی‌ها و برنامه‌های مختلف نیز استفاده می‌شوند. این دستگاه‌ها به کاربران این امکان را می‌دهند که به اطلاعات و خدمات مختلف از هر نقطه‌ای دسترسی داشته باشند.

      تکنولوژی‌های مرتبط

      در دنیای موبایل، تکنولوژی‌های مختلفی وجود دارند که به بهبود عملکرد و قابلیت‌های دستگاه‌های قابل حمل کمک می‌کنند. از جمله این تکنولوژی‌ها می‌توان به 4G و 5G اشاره کرد که سرعت اینترنت را به طور چشمگیری افزایش می‌دهند. همچنین تکنولوژی‌هایی مانند GPS، بلوتوث و NFC نیز باعث شده‌اند که امکانات بیشتری برای کاربران فراهم شود.

      اپلیکیشن‌ها و خدمات

      یکی از مهم‌ترین جنبه‌های موبایل، وجود اپلیکیشن‌ها و خدمات متنوع است. هزاران اپلیکیشن مختلف در دسته‌های گوناگون وجود دارند که به کاربران این امکان را می‌دهند که کارهای مختلفی را به راحتی انجام دهند؛ از خرید آنلاین و مدیریت مالی گرفته تا یادگیری زبان و بازی‌های سرگرم‌کننده.

      تأثیرات اجتماعی و فرهنگی

      گسترش موبایل‌ها تأثیرات زیادی بر روی جامعه و فرهنگ داشته است. ارتباطات سریع‌تر و آسان‌تر، موجب شده است که افراد به راحتی با یکدیگر در ارتباط باشند و اطلاعات را به سرعت به اشتراک بگذارند. این امر همچنین باعث تغییر در شیوه‌های کسب‌وکار و تجارت شده و فرصت‌های جدیدی را برای کارآفرینان و شرکت‌ها فراهم کرده است.

      چالش‌ها و نگرانی‌ها

      با وجود مزایای فراوان، استفاده از دستگاه‌های موبایل نیز چالش‌ها و نگرانی‌هایی را به همراه دارد. از جمله این چالش‌ها می‌توان به مسائل حریم خصوصی، اعتیاد به گوشی‌های هوشمند و تأثیرات منفی بر روی روابط اجتماعی اشاره کرد.

      شکل جمع mobile چی میشه؟

      شکل جمع mobile در زبان انگلیسی mobiles است.

      ارجاع به لغت mobile

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «mobile» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/mobile

      لغات نزدیک mobile

      • - mob
      • - mobcap
      • - mobile
      • - mobile device
      • - mobile home
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      cardi- by aut- ante fore Greco grogram az levo bullet point mal puberty gripple gaming table fox squirrel ماراسکینو مخل مانع‌آفرین ترفند حیله مانیل مایه‌ی رسوایی منوط منوط بودن منوط کردن گی‌لیک ادغام اجتناب‌ناپذیری اجتناب‌ناپذیرانه استرداد
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.