آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۰ مهر ۱۴۰۴

      Liquid

      ˈlɪkwɪd ˈlɪkwɪd

      شکل جمع:

      liquids

      صفت تفضیلی:

      more liquid

      صفت عالی:

      most liquid

      معنی liquid | جمله با liquid

      noun countable uncountable B1

      مایع

      This bottle contains a red liquid used in experiments.

      این بطری حاوی مایعی قرمز است که در آزمایش‌ها استفاده می‌شود.

      Air is fluid while water is both fluid and liquid.

      هوا سیال است درصورتی که آب هم سیال است هم مایع.

      noun countable

      زبان‌شناسی هم‌خوان روان، صامت روان (نوعی صامت که هنگام تلفظش زبان، دهان را تا حدی می‌بندد اما هوا هنوز به نرمی عبور می‌کند)

      همچنین می‌توان از liquid consonant استفاده کرد.

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

      In English, “l” and “r” are considered liquid consonants.

      در زبان انگلیسی، «l» و «r» به‌عنوان هم‌خوان‌های روان شناخته می‌شوند.

      The word begins with a liquid sound followed by a vowel.

      این واژه با صامت روان آغاز می‌شود و پس‌از آن یک واکه می‌آید.

      adjective

      مایع

      Liquid nitrogen boils at a very low temperature.

      نیتروژن مایع در دمای بسیار پایین به جوش می‌آید.

      This medicine must be stored in liquid form.

      این دارو باید به‌صورت مایع نگهداری شود.

      adjective

      شفاف، درخشان، آبگون، بلورین

      The moonlight reflected in the lake’s liquid surface.

      نور ماه بر سطح آبگون دریاچه منعکس شد.

      The liquid sunlight poured through the glass windows

      نور خورشید آبگون از پنجره‌های شیشه‌ای سرازیر شد.

      adjective

      اقتصاد نقد، به‌صورت نقدی، نقدشونده

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی اقتصاد

      مشاهده

      He sold some stocks to make his portfolio more liquid.

      او برای اینکه سبد سرمایه‌گذاری‌اش نقدشونده‌تر شود، مقداری از سهام خود را فروخت.

      Investors prefer to keep part of their money in liquid form.

      سرمایه‌گذاران ترجیح می‌دهند بخشی از پول خود را به‌صورت نقدی نگه دارند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      liquid assets

      دارایی‌های نقد

      liquid deficiency

      کمبود نقدینه

      adjective

      روان، نرم، لطیف، پیوسته، ملایم

      The dancer’s liquid rhythm blended perfectly with the music.

      ریتم روان رقصنده به‌خوبی با موسیقی ترکیب شده بود.

      The curtain moved in a liquid motion as the breeze passed through the room.

      پرده با حرکتی نرم در اثر نسیم اتاق به جنبش درآمد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      liquid verse

      شعر روان

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد liquid

      1. adjective fluid, flowing, melting
        Synonyms:
        flowing moving wet soft thin smooth watery juicy runny melted molten dissolved liquefied meltable viscous aqueous moist succulent fluent liquescent liquiform solvent pulpy damp fusible luscious dulcet mellifluous mellifluent sappy uncongealed thawed splashing running serous fluidic deliquescent ichorous
        Antonyms:
        hard solid firm dense condensed close
      1. adjective readily available
        Synonyms:
        ready available usable free quick marketable negotiable realizable convertible fluid
        Antonyms:
        unavailable frozen
      1. noun fluid
        Synonyms:
        solution juice liquor flow flux extract elixir sap secretion broth aqua aqueous material melted material goo goop slop swill
        Antonyms:
        solid

      سوال‌های رایج liquid

      شکل جمع liquid چی میشه؟

      شکل جمع liquid در زبان انگلیسی liquids است.

      صفت تفضیلی liquid چی میشه؟

      صفت تفضیلی liquid در زبان انگلیسی more liquid است.

      صفت عالی liquid چی میشه؟

      صفت عالی liquid در زبان انگلیسی most liquid است.

      ارجاع به لغت liquid

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «liquid» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/liquid

      لغات نزدیک liquid

      • - liquescent
      • - liqueur
      • - liquid
      • - liquid air
      • - liquid crystal
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      appalachian tea mixture niche electroencephalogram eschewal hyperbolism horsepox northwestwardly jollification heulandite paullownia reveal a talent Ridiculously small substantial number (of) grind اجازه‌ی عبور کارت وفاداری صافی فخر فروختن کمپوت گل لاله گوجه‌سبز عابر پیاده روزمره روز رستاخیز روستا رژگونه رژیمی زبان عبری زمان کوتاه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.