صفت تفضیلی:
more viscousصفت عالی:
most viscousچسبناک، غلیظ، گرانرو، چسبنده، لزج، ژلهای
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The honey was so viscous that it dripped very slowly from the spoon.
عسل آنقدر غلیظ بود که خیلی آهسته از قاشق چکه میکرد.
The rheological properties of crude oil, specifically its viscous behavior, significantly impact the efficiency of pipeline transportation in cold climates.
خواص رئولوژیکی نفت خام، بهویژه رفتار گرانروی آن، بهطور قابل توجهی بر کارایی انتقال خط لوله در آبوهوای سرد تأثیر میگذارد.
Diesel fuel is more viscous than gasoline.
سوخت موتور دیزل از بنزین گرانروتر است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «viscous» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۱ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/viscous