آیکن بنر

رایتینگ آیلتس رو خودت با فست‌دیکشنری تصحیح کن

رایتینگ آیلتس رو با فست‌دیکشنری تصحیح کن

رایگان تست کن
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۲ آذر ۱۴۰۲

      Frozen

      ˈfroʊzn ˈfrəʊzn

      مصدر:

      freeze

      گذشته‌ی ساده:

      froze

      سوم‌شخص مفرد:

      freezes

      وجه وصفی حال:

      freezing

      صفت تفضیلی:

      more frozen

      صفت عالی:

      most frozen

      معنی frozen | جمله با frozen

      adjective adverb B1

      قسمت سوم فعل Freeze

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      اشتراک فست دیکشنری
      مترجم متن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · انگلیسی، آلمانی، فرانسوی و...
      امتحان کن

      The lake is frozen.

      دریاچه یخ بسته است.

      frozen meat

      گوشت یخ‌زده

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      the frozen polar wastes

      بیابان‌های بسیار سرد قطبی

      I was frozen with terror.

      از (شدت) ترس خشکم زد.

      the frozen behavior of a host who is tired of his guest

      رفتار سرد و بی‌اعتنای میزبانی که از مهمان خود خسته شده‌است

      The price was frozen at $ 20 a barrel.

      قیمت به هر بشکه 20 دلار تثبیت شد.

      The company's assets were frozen.

      دارایی شرکت مسدود شد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد frozen

      1. adjective very cold
        Synonyms:
        icy chilled frigid frosted iced ice-cold Arctic numb icebound ice-covered antarctic siberian
        Antonyms:
        hot heated boiled
      1. adjective stopped
        Synonyms:
        fixed suspended rooted stock-still pegged turned to stone petrified
        Antonyms:
        moving continual continued

      لغات هم‌خانواده frozen

      noun
      freeze, freezer, freezing, antifreeze
      adjective
      freezing, frozen
      verb - intransitive
      freeze
      adverb
      freezing

      سوال‌های رایج frozen

      گذشته‌ی ساده frozen چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده frozen در زبان انگلیسی froze است.

      وجه وصفی حال frozen چی میشه؟

      وجه وصفی حال frozen در زبان انگلیسی freezing است.

      سوم‌شخص مفرد frozen چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد frozen در زبان انگلیسی freezes است.

      صفت تفضیلی frozen چی میشه؟

      صفت تفضیلی frozen در زبان انگلیسی more frozen است.

      صفت عالی frozen چی میشه؟

      صفت عالی frozen در زبان انگلیسی most frozen است.

      ارجاع به لغت frozen

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «frozen» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۸ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/frozen

      لغات نزدیک frozen

      • - Froyo
      • - froze
      • - frozen
      • - frozen custard
      • - frozen foods
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت community و society چیست؟

      تفاوت wizard و witch چیست؟

      تفاوت among و between چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      flyweight formlessness fourteener gauge valve hoopoe lapwing formula cocoon Zimbabwe gold vibe coding aura farming biohacking agentic arise upset توت‌فرنگی شاق ذن کارگزار کاهلی مبصر ایستادن پیام هم‌خانواده بودن برس مو بربر نانوایی نحل خواهی‌نخواهی رادی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.