گردشی، گردنده، سیار
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
an ambulatory patient
مریض قادر به راه رفتن
an ambulatory will
وصیتنامهی قابل تغییر و فسخ
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «ambulatory» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/ambulatory