آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۲۹ مهر ۱۴۰۴

    Unpaid

    ˌʌnˈpeɪd ˌʌnˈpeɪd

    معنی unpaid | جمله با unpaid

    adjective C1

    پرداخت‌نشده

    The employee filed a complaint about their unpaid wages.

    این کارمند برای دستمزد پرداخت‌نشده‌اش شکایت کرد.

    An unpaid debt can cause financial stress.

    بدهی پرداخت‌نشده می‌تواند باعث استرس مالی شود.

    adjective C1

    بدون حقوق، بدون دستمزد، بدون پول

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    فست دیکشنری در ایکس

    She refused to continue with the unpaid internship.

    او از ادامه‌ی کارآموزی بدون حقوق خودداری کرد.

    She felt undervalued for the unpaid work she did for the community.

    او احساس می‌کرد به‌خاطر کار بدون دستمزدی که برای جامعه انجام می‌داد، کم‌ارزش شده است.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد unpaid

    1. adjective free, voluntary
      Synonyms:
      voluntary volunteer gratuitous donated contributed unsalaried unrewarded unindemnified honorary freewilled
      Antonyms:
      paid
    1. adjective not settled; taken without remuneration
      Synonyms:
      outstanding owing overdue due unsettled payable past due in arrears delinquent not discharged undefrayed unliquidated mature
      Antonyms:
      settled paid

    سوال‌های رایج unpaid

    معنی unpaid به فارسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «unpaid» در زبان فارسی به «پرداخت‌نشده» یا «بی‌مزد»، «بدون دستمزد» و «بدون حقوق» ترجمه می‌شود.

    این واژه از ترکیب پیشوند un- (به‌معنای «نه» یا «بدون») و واژه‌ی paid (به‌معنای «پرداخت‌شده») ساخته شده است. معنای اصلی آن به وضعیتی اشاره دارد که در آن مبلغی که باید پرداخت شود، هنوز داده نشده یا هیچ پاداش مالی برای انجام کاری در نظر گرفته نشده است. این کلمه در زمینه‌های اقتصادی، شغلی، اجتماعی و حتی اخلاقی کاربردهای گوناگونی دارد.

    در زمینه‌ی مالی و حسابداری، unpaid معمولاً برای توصیف بدهی‌ها، فاکتورها یا صورتحساب‌هایی به کار می‌رود که هنوز تسویه نشده‌اند. برای مثال، عبارت unpaid bills به معنای «قبوض پرداخت‌نشده» است. در چنین مواردی، این واژه نشانگر نوعی تعهد مالی باز است که هنوز انجام نشده و در نتیجه، می‌تواند بر اعتبار یا وضعیت اقتصادی فرد یا سازمان تأثیر بگذارد. در زبان رسمی تجارت، گاه این واژه حامل بار هشداردهنده است، زیرا پرداخت‌نکردن به‌موقع می‌تواند موجب جریمه، کاهش اعتبار یا پیامدهای قانونی شود.

    در حوزه‌ی اشتغال و نیروی کار، unpaid اغلب به کارهایی اشاره دارد که بدون دریافت دستمزد انجام می‌گیرند. برای نمونه، اصطلاح unpaid work یا unpaid internship به ترتیب به «کار بی‌مزد» و «دوره‌ی کارآموزی بدون حقوق» ترجمه می‌شوند. این نوع فعالیت‌ها ممکن است از روی داوطلبی، آموزش یا ضرورت انجام شوند. با این حال، مفهوم unpaid در این زمینه همواره با بحث‌هایی درباره‌ی عدالت اقتصادی و بهره‌کشی احتمالی از نیروی کار همراه است، به‌ویژه زمانی که کار بی‌مزد جایگزین کار رسمی و حقوق‌دار می‌شود.

    در زندگی روزمره، «unpaid» می‌تواند بیانگر ارزش کارهایی باشد که به‌طور رسمی پاداش مالی ندارند، اما از اهمیت بالایی برخوردارند. کارهایی مانند مراقبت از کودکان، رسیدگی به سالمندان یا کارهای داوطلبانه‌ی اجتماعی، گرچه اغلب «unpaid» هستند، اما از نظر انسانی و اجتماعی نقشی بنیادین ایفا می‌کنند. در این معنا، واژه‌ی unpaid نوعی ارج‌گذاری غیرمادی به فداکاری و مسئولیت اجتماعی را تداعی می‌کند.

    در بعد استعاری یا فلسفی، unpaid می‌تواند نمادی از بدهی‌های اخلاقی یا احساسی انسان باشد؛ یعنی تعهداتی که در قالب پول یا قرارداد سنجیده نمی‌شوند، اما همچنان بر وجدان و روابط انسانی سنگینی می‌کنند. مثلاً می‌توان گفت: There are debts of kindness that remain unpaid — «بدهی‌هایی از جنس مهربانی وجود دارند که هرگز پرداخت نمی‌شوند.» در این معنا، unpaid حالتی از ناتمام‌بودن و یادآوری ارزش‌های انسانی فراتر از پول را به تصویر می‌کشد.

    واژه‌ی «unpaid» ترکیبی از واقعیت اقتصادی و معناهای اخلاقی را در خود دارد. از یک سو، هشداردهنده‌ی بی‌توجهی به مسئولیت‌های مالی است، و از سوی دیگر، یادآور ارزش‌هایی است که در قالب پول نمی‌گنجند. این واژه به ما یادآوری می‌کند که همه‌ی پرداخت‌ها مالی نیستند و گاهی مهم‌ترین تعهدات انسان، همان‌هایی‌اند که هرگز «پرداخت» نمی‌شوند، اما در رفتار، وجدان و روابط انسانی باقی می‌مانند.

    ارجاع به لغت unpaid

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «unpaid» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۵ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/unpaid

    لغات نزدیک unpaid

    • - unpacked
    • - unpaged
    • - unpaid
    • - unpaid overtime
    • - unparalleled
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    mull murder will out music must myself n nascent nausea never again never ever never mind next next to no problem none کانوئینگ کراس‌فیت کریکت مارشال چوکر امتحان امشب املت امن ماژیک امید واهی انبار ماشین‌حساب انتخاب انتقال
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.