آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

Washed-up

ˈwɑʃtˈʌp ˈwɒʃtˈʌp

توضیحات:

شکل نوشتاری دیگر این لغت: washed up


معنی washed-up | جمله با washed-up

adjective informal

به آخر خط رسیده، تمام‌شده، که دیگر فاتحه‌اش خوانده‌شده، که دیگر روزگارش به سر آمده (شخص)

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

The team's washed-up coach was unable to lead them to victory in the championship game.

مربی‌ به آخر خط رسیده‌ی این تیم نتوانست آن‌ها را در بازی قهرمانی به پیروزی برساند.

He is a washed up celebrity.

او سلبریتی‌ای است که دیگر روزگارش به سر آمده است.

پیشنهاد بهبود معانی

انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد washed-up

  1. adjective of no further use
    Synonyms:
    finished done ended through useless concluded over and done done with broken down kaput shot come to an end done for over the hill

ارجاع به لغت washed-up

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «washed-up» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/washed-up

لغات نزدیک washed-up

پیشنهاد بهبود معانی