با خرید اشتراک یک‌ساله‌ی هوش مصنوعی، ۳ ماه اشتراک رایگان بگیر! از ۲۵ آبان تا ۲ آذر فرصت داری!

Departed

dɪˈpɑːrt̬ɪd dɪˈpɑːtɪd
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • سوم‌شخص مفرد:

    departs
  • وجه وصفی حال:

    departing

معنی

adjective
رفته ،گذشته ،مرده ،درگذشته مرحوم

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

فست دیکشنری در ایکس
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد departed

  1. adjective dead
    Synonyms: bought the farm, buried, deceased, expired, gone, in the grave, laid to rest, late, passed away, pushing up daisies, six feet under, stiff

ارجاع به لغت departed

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «departed» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱ آذر ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/departed

لغات نزدیک departed

پیشنهاد بهبود معانی