فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

Diffusive

dɪˈfjuːsɪv dɪˈfjuːsɪv
آخرین به‌روزرسانی:

معنی

  • adjective
    ریزنده، ساطع
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد diffusive

  1. adjective Spreading by diffusion
    Synonyms: diffusing, dispersive, disseminative

ارجاع به لغت diffusive

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «diffusive» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۴ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/diffusive

لغات نزدیک diffusive

پیشنهاد بهبود معانی