آیکن بنر

تست تعیین سطح رایگان دایره‌ی لغات

تست تعیین سطح رایگان دایره‌ی لغات

امتحان کن
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۲ آذر ۱۴۰۲

      Expanded

      American: ɪkˈspændəd British: ɪkˈspændɪd

      سوم‌شخص مفرد:

      expands

      وجه وصفی حال:

      expanding

      معنی expanded

      adjective B2

      بسط‌یافته، گسترده، گسترش‌یافته

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      تصحیح آیلتس
      توسعه با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · متن کوتاهت رو کامل‌تر کن
      امتحان کن
      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد expanded

      1. verb expand the influence of
        Synonyms:
        widened extended broadened flourished boomed thriven
      1. verb to move or arrange so as to cover a larger area
        Synonyms:
        spread extended opened unfolded unrolled stretched fanned
      1. verb exaggerate or make bigger
        Synonyms:
        magnified increased enlarged amplified extended widened inflated grown added stretched boosted developed built escalated mounted risen lengthened swollen dilated mushroomed ballooned diversified broadened multiplied enhanced aggrandized elaborated unfolded opened spread distended waxed explicated expounded expatriated unfurled soared
        Antonyms:
        shortened lessened lowered abbreviated contracted shrunken
      1. verb go into detail
        Synonyms:
        developed elaborated enlarged amplified expatiated dilated labored
        Antonyms:
        abbreviated shortened abridged
      1. verb to increase the size, volume, quantity, or scope of; enlarge:
        Synonyms:
        increased
      1. adjective increased in extent or size or bulk or scope
        Antonyms:
        contracted

      سوال‌های رایج expanded

      وجه وصفی حال expanded چی میشه؟

      وجه وصفی حال expanded در زبان انگلیسی expanding است.

      سوم‌شخص مفرد expanded چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد expanded در زبان انگلیسی expands است.

      ارجاع به لغت expanded

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «expanded» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۲ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/expanded

      لغات نزدیک expanded

      • - expandability
      • - expandable
      • - expanded
      • - expanded metal
      • - expandede order
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت science و knowledge چیست؟

      تفاوت nephew و niece چیست؟

      تفاوت theory و hypothesis چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      shootaround droop shooting guard salmonella power forward set shot quintet ferment goaltending insular swish sixth man mango stride stop tip off بازخواست کاغذپاره گزیدن اغماض گسیل جوینده حرفه خاندان خصمانه درشت دودمان دیده فراخوان روشنی رغم
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.