آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۲ خرداد ۱۴۰۳

      Functional

      ˈfʌŋkʃnəl ˈfʌŋkʃnəl

      صفت تفضیلی:

      more functional

      صفت عالی:

      most functional

      معنی functional | جمله با functional

      adjective B2

      کاربردی، به‌دردبخور، مفید

      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      Furniture that is not only beautiful but also functional.

      مبلی که نه‌ فقط زیبا بلکه کاربردی هم است.

      I prefer functional clothing for hiking.

      برای پیاده‌روی لباس‌های به‌دردبخور را ترجیح می‌دهم.

      adjective

      کارآمد، کارا، قادربه‌کار، درحال‌کار (دستگاه و سیستم و غیره)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

      The old computer is still functional.

      رایانه‌ی قدیمی هنوز کارآمد است.

      The air conditioning system is not functional yet.

      دستگاه تهویه‌ی مطبوع هنوز به‌ کار نیفتاده است.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The printer is not functional, so we will need to get it repaired.

      چاپگر کار نمی‌کند، بنابراین باید آن را تعمیر کنیم.

      adjective

      کارکردی، عملکردی، مربوط به کارکرد، مربوط به عملکرد

      The functional purpose of a hammer is to drive nails into wood.

      هدف عملکردی چکش کوبیدن میخ به چوب است.

      The functional aspects of the product have been thoroughly tested.

      جنبه‌های کارکردی محصول به‌طور کامل آزمایش شده است.

      adjective

      زبان‌شناسی کاربردی

      The student's functional use of language in the classroom impressed the teacher.

      استفاده‌ی کاربردی دانش‌آموز از زبان در کلاس، معلم را تحت‌تأثیر قرار داد.

      She demonstrated her functional language by refusing the offer politely.

      او زبان کاربردی‌اش را با رد کردن مؤدبانه‌ی پیشنهاد نشان داد.

      adjective

      پزشکی کارکردی (برای اشاره به اختلال و بیماری و غیره که کارکرد اندام را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد ولی در ساختمان آن تغییری به‌ وجود نمی‌آورد)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی پزشکی

      مشاهده

      functional diseases

      بیماری‌های کارکردی

      The symptoms of functional heart disease can include chest pain and shortness of breath.

      علائم بیماری قلبی کارکردی می‌تواند مشتمل‌بر درد قفسه‌ی سینه و تنگی نفس باشد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد functional

      1. adjective working
        Synonyms:
        useful practical operative serviceable utilitarian utility practicable handy utile occupational
        Antonyms:
        broken idle malfunctioning unfunctional

      لغات هم‌خانواده functional

      noun
      function, functionality
      adjective
      functional
      verb - intransitive
      function
      adverb
      functionally

      سوال‌های رایج functional

      صفت تفضیلی functional چی میشه؟

      صفت تفضیلی functional در زبان انگلیسی more functional است.

      صفت عالی functional چی میشه؟

      صفت عالی functional در زبان انگلیسی most functional است.

      ارجاع به لغت functional

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «functional» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/functional

      لغات نزدیک functional

      • - function table
      • - function word
      • - functional
      • - functional character
      • - functional design
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      unobtainable unexplored wilderness unexpected outcome undernourished undeniable tulsa tsunami loyalty himself hit home hit the jackpot hold onto homie honesty is the best policy honeybunch چوب مسگر متلک تمرهندی خودفروشی کردن در کونی کوزه یکتا یک ششم یخچال‌فریزر گوزن شمالی گنده گل‌فروش گرما گرانول
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.