Shut Off

American: ˈʃətˈɒf British: ʃʌtɒf
آخرین به‌روزرسانی:

معنی‌ها

phrasal verb
منزوی کردن، جدا کردن

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

جای تبلیغ شما در فست دیکشنری
phrasal verb
(لوله یا شیر یا مجرا) مسدود کردن، بستن
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد shut off

  1. verb exclude; screen
    Synonyms:
    exclude bar block out close obstruct refuse evict lock out debar keep out screen conceal hide cover mask veil shroud seclude ostracize fence off discontinue blockade beleaguer
    Antonyms:
    include welcome

ارجاع به لغت shut off

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «shut off» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۲ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/shut off

لغات نزدیک shut off

پیشنهاد بهبود معانی