با پر کردن فرم نظرسنجی، برنده‌ی ۶ ماه اشتراک حرفه‌ای به قید قرعه شوید. 🎉
افزایش قیمت بسته و اشتراک حرفه‌ای (تا ۱ فروردین ۱۴۰۳ با ۴۰٪ تخفیف خرید کنید)

Liquidate

ˈlɪkwədeɪt ˈlɪkwədeɪt
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • گذشته‌ی ساده:

    liquidated
  • شکل سوم:

    liquidated
  • سوم شخص مفرد:

    liquidates
  • وجه وصفی حال:

    liquidating
  • verb - transitive adverb
    تسویه کردن، حساب را واریز کردن، برچیدن، از بین بردن، مایع کردن، به‌صورت نقدینه درآوردن، سهام
    • - They liquidated all of the company's debts.
    • - آن‌ها همه‌ی بدهی‌های شرکت را تسویه کردند.
    • - We liquidated the firm's assets and paid its debts.
    • - دارایی‌های مؤسسه را نقد کردیم و قرض‌های آن‌را پرداختیم.
    • - They decided to liquidate the corporation within one year.
    • - آن‌ها بر آن شدند که شرکت را ظرف یک سال منحل کنند.
    • - He ruthlessly liquidates all his opponents.
    • - او با شقاوت همه‌ی مخالفان خود را نابود می‌کند.
پیشنهاد و بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد liquidate

  1. verb pay; change into cash
    Synonyms: cash, cash in, cash out, clear, convert, discharge, exchange, honor, pay off, quit, realize, reimburse, repay, satisfy, sell off, sell up, settle, square
    Antonyms: invest, keep
  2. verb destroy, dissolve
    Synonyms: abolish, annihilate, annul, cancel, dispatch, do away with, do in, eliminate, exterminate, finish off, get rid of, kill, murder, purge, remove, rub out, silence, terminate, vaporize, wipe out
    Antonyms: build, construct, create

ارجاع به لغت liquidate

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «liquidate» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۵ اسفند ۱۴۰۲، از https://fastdic.com/word/liquidate

لغات نزدیک liquidate

پیشنهاد و بهبود معانی