آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۹ آذر ۱۴۰۲

      Speech

      spiːtʃ spiːtʃ

      شکل جمع:

      speeches

      معنی speech | جمله با speech

      noun countable B1

      سخن، حرف، گفتار، صحبت، نطق، گویایی، سخنرانی

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی متوسط

      مشاهده

      the faculty of speech

      قدرت تکلم

      Only humans have the gift of speech.

      فقط انسان از موهبت سخنگویی برخوردار است.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      ... so that your speech fills the world

      ... تا از سخنت جهان شود پر

      Speech is a means of expressing ideas.

      گفتار وسیله‌ای برای بیان عقاید است.

      I wanted to start speech with him but dared not.

      می‌خواستم با او سر صحبت را باز کنم؛ ولی جرئت نکردم.

      They sat facing each other without speech.

      آن‌ها بدون گفت و شنود در برابر هم نشستند.

      to make a speech

      سخنرانی کردن

      She made a speech on television.

      از تلویزیون سخنرانی کرد.

      the moving speech of that old leader

      سخنرانی مهیج آن رهبر پیر

      He gave a long speech.

      نطق درازی کرد.

      She is a speech major.

      رشته‌ی تخصصی او سخنوری است.

      You have to take two speech courses.

      شما باید دو کلاس سخنرانی بگیرید.

      noun countable

      گویش، لهجه، زبان

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در ایکس

      His speech is a blend of Kashi and Tehrani.

      لهجه‌ی او آمیزه‌ای از کاشی و تهرانی است.

      He wrote mainly in his own native speech.

      او بیشتر به زبان بومی خودش می‌نوشت.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Midland speech

      گویش میدلند

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد speech

      1. noun talk
        Synonyms:
        communication conversation language expression discussion dialogue utterance speaking tongue voice articulation diction pronunciation accent tone verbalization parlance locution jargon dialect vernacular idiolect elocution enunciation oral communication palaver prattle spiel vocalization vocalizing vocal expression voicing prose lingo double talk doublespeak intercourse native tongue mother tongue
        Antonyms:
        silence quiet listening
      1. noun formal talk to audience
        Synonyms:
        address talk lecture discourse oration commentary recitation appeal homily keynote paper sermon spiel harangue rhetoric debate oratory salutation exhortation declamation tirade allocution prelection dissertation opus diatribe valedictory eulogy parley pitch bombast panegyric stump invocation chalk talk parlance
        Antonyms:
        listening

      لغات هم‌خانواده speech

      noun
      speaker, speech
      adjective
      unspeakable, speechless, outspoken, spoken
      verb - transitive
      speak
      adverb
      unspeakably

      سوال‌های رایج speech

      شکل جمع speech چی میشه؟

      شکل جمع speech در زبان انگلیسی speeches است.

      ارجاع به لغت speech

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «speech» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۰ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/speech

      لغات نزدیک speech

      • - speculum metal
      • - sped
      • - speech
      • - speech bubble
      • - speech clinic
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      pyracantha Urania homologate hairdresser menagerie effigy Persephone halloween shaft ant draw independent real fata morgana price واحد واسع وصل نشده وضعیت وقایع وقت بازی ویتامین ویلا پانتومیم پاکت پر شدن پرتنش پرمصرف پرواز پسرفت کردن
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.