شکل جمع:
speakersسخنران، سخنگو، گوینده، ناطق
The keynote speaker received a standing ovation for her moving story.
سخنران اصلی برای داستان تأثیرگذارش، مورد تشویق ایستاده قرار گرفت.
The speaker emphasized the importance of community engagement.
سخنگو بر اهمیت مشارکت اجتماعی تأکید کرد.
Each speaker will have twenty minutes to present their research.
هر گوینده بیست دقیقه وقت دارد تا پژوهش خود را ارائه دهد.
گویشور
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
She is a native speaker of French.
او گویشور بومی زبان فرانسوی است.
He is a fluent speaker of English.
او گویشور روان زبان انگلیسی است.
In South Africa most of the people are English speakers.
در آفریقای جنوبی اکثر مردم انگلیسیزبان هستند (گویشور زبان انگلیسی هستند).
موسیقی بلندگو
Please move the speaker closer to the microphone.
لطفاً بلندگو را به میکروفون نزدیکتر کنید.
This portable speaker lasts ten hours on a single charge.
این بلندگوی قابل حمل با یکبار شارژ، ده ساعت کار میکند.
There are two speakers mounted on the wall.
دو بلندگو روی دیوار نصب شدهاند.
سیاست کسبوکار رئیس مجلس، رئیس پارلمان
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی کسبوکار
Opposition members questioned the Speaker's ruling.
اعضای اپوزیسیون به حکم رئیس مجلس اعتراض کردند.
The Speaker's decision determined the outcome of the bill.
تصمیم رئیس پارلمان سرنوشت لایحه را تعیین کرد.
The Speaker addressed the assembly before the vote.
رئیس مجلس قبلاز رایگیری خطاب به مجمع سخنرانی کرد.
شکل جمع speaker در زبان انگلیسی speakers است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «speaker» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳۰ تیر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/speaker