Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۶ مرداد ۱۴۰۴

      Tongue

      tʌŋ tʌŋ

      گذشته‌ی ساده:

      tongued

      شکل سوم:

      tongued

      سوم‌شخص مفرد:

      tongues

      وجه وصفی حال:

      tonguing

      شکل جمع:

      tongues

      معنی tongue | جمله با tongue

      noun countable B1

      کالبدشناسی زبان

      tongue, زبان
      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کالبدشناسی

      مشاهده

      Please stick your tongue out.

      لطفاً زبان خود را بیرون بیاورید.

      He bit his tongue while eating.

      موقع غذا خوردن زبانش را گاز گرفت.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      the tip of the tongue

      نوک زبان

      He has a glib tongue.

      او زبان چرب و نرمی دارد.

      the tongues of fire

      زبانه‌های آتش

      noun uncountable

      غذا و آشپزی زبان (حیوانات که به‌عنوان غذا استفاده می‌شود)

      tongue, زبان (حیوانات که به‌عنوان غذا استفاده می‌شود)
      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی غذا و آشپزی

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

      The restaurant is famous for its grilled lamb tongue.

      این رستوران به‌خاطر زبان کبابی گوسفندش معروف است.

      The chef prepared a delicious dish using veal tongue.

      سرآشپز با استفاده از زبان گوساله، غذای خوشمزه‌ای آماده کرد.

      noun countable

      پوشاک زبانه‌ (به‌ویژه برای کفش)

      tongue, زبانه‌ (به‌ویژه برای کفش)

      He adjusted the tongue of his boot and continued walking.

      زبانه‌ی پوتینش را درست کرد و به راه رفتن ادامه داد.

      There's a small logo stitched onto the tongue of the sneakers.

      روی زبانه‌ی کتانی، لوگوی کوچیکی دوخته شده است.

      noun countable

      زبان‌شناسی زبان

      He learned several foreign tongues.

      چندین زبان خارجی را آموخت.

      The poem was written in a beautiful but little-known tongue.

      شعر به زبانی زیبا اما کمتر شناخته‌شده نوشته شده بود.

      noun singular

      زبان، طرز بیان، بیان

      Despite her kind heart, she has a sharp tongue.

      باوجود قلب مهربانش، زبان تندی دارد.

      His tongue often gets him into trouble.

      طرز بیانش اغلب باعث دردسرش می‌شود.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      hold your tongue and listen!

      حرف نزن و گوش بده!

      verb - transitive

      لیس زدن، زبان زدن

      The calf gently tongued its mother’s face.

      گوساله با ملایمت صورت مادرش را لیس زد.

      He tongued a piece of candy before biting into it.

      قبل‌از اینکه آب‌نبات را بجود، با زبانش آن را لمس کرد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      to tongue a stamp

      به تمبر زبان مالیدن

      to tongue a board

      تخته‌ای را زبانه‌دار کردن

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد tongue

      1. noun language
        Synonyms:
        speech talk expression voice discourse dialect vernacular idiom lingo parlance utterance patois argot
      1. noun the movable muscle in the mouth
        Synonyms:
        organ of taste organ of speech lingua lingula blabber clacker lapper
      1. noun speech
        Synonyms:
        language speech dialect lingua vernacular glossal utterance spit lick lingo lingula discourse speak langue glossa talk utter clapper
      1. noun something resembling a tongue, sense 1
        Synonyms:
        shoe tongue wagon pole neap bell clapper peninsula movable pin recover one's ability to talk speak-up begin talking refrain from speaking hold back keep silent forgotten not quite remembered not readily recalled

      Collocations

      tip of the tongue

      نوک زبان، سرزبان، کاک

      have a sharp tongue

      زبان تند و تیزی داشتن (کنایه از نیش و کنایه زدن)

      Idioms

      find one's tongue

      (به‌ویژه بعد از ترس یا ناراحتی یا کم‌رویی) قدرت تکلم را بازیافتن، دوباره به حرف آمدن

      hold one's tongue

      حرف نزدن، سکوت کردن، جلو دهان (یا زبان) خود را گرفتن

      on everyone's tongue

      ورد زبان همگان، بلند آوازه

      on the tip of one's (or the) tongue

      در شرف گفتن یا گفته شدن، برسر زبان (گیر کرده)

      tongue in cheek

      به‌ شوخی، شوخی‌وار، به‌طور غیرجدی

      Idioms بیشتر

      have an evil tongue

      اهل ناسزاگویی بودن، بد دهن بودن، فحاش بودن

      سوال‌های رایج tongue

      معنی tongue به فارسی چی میشه؟

      کلمه "tongue" در زبان انگلیسی به معنای "زبان" است و به عنوان یکی از مهم‌ترین اعضای بدن انسان و بسیاری از حیوانات شناخته می‌شود. این عضو عضلانی در دهان قرار دارد و وظایف متعددی را انجام می‌دهد. در ادامه به بررسی معانی، توضیحات و نکات جالب مرتبط با کلمه "tongue" می‌پردازیم.

      معانی و توضیحات

      1. زبان به عنوان عضو بدن:

      زبان یک عضو عضلانی و انعطاف‌پذیر است که به ما کمک می‌کند تا غذا را بخوریم، صحبت کنیم و طعم غذاها را احساس کنیم. زبان حاوی هزاران گیرنده چشایی است که به ما امکان درک طعم‌های مختلف را می‌دهد. طعم‌ها به چهار دسته اصلی تقسیم می‌شوند: شیرین، ترش، تلخ و شور.

      2. زبان به عنوان وسیله ارتباط:

      زبان همچنین به عنوان وسیله‌ای برای برقراری ارتباط میان انسان‌ها عمل می‌کند. هر زبان دارای ساختار و دستور زبان خاص خود است و با استفاده از آن می‌توانیم احساسات، افکار و اطلاعات را منتقل کنیم.

      3. زبان‌های مختلف:

      دنیا دارای هزاران زبان مختلف است. برخی از زبان‌ها مانند انگلیسی، اسپانیایی و چینی از زبان‌های پرکاربرد جهانی هستند. هر زبان دارای ویژگی‌های خاصی است که آن را از دیگر زبان‌ها متمایز می‌کند.

      4. زبان در فرهنگ‌ها:

      زبان نه تنها وسیله‌ای برای ارتباط است، بلکه بخشی از فرهنگ یک ملت نیز به شمار می‌رود. ضرب‌المثل‌ها، اصطلاحات و جملات خاص هر زبان نشان‌دهنده فرهنگ و تاریخ آن ملت هستند.

      نکات جالب

      1. زبان و طعم‌ها:

      زبان انسان توانایی تشخیص پنج طعم اصلی را دارد: شیرین، تلخ، شور، ترش و اومامی (طعمی که در غذاهایی مانند سس سویا و گوجه‌فرنگی یافت می‌شود). این قابلیت به ما کمک می‌کند تا از غذاهای مختلف لذت ببریم و غذاهای مغذی را شناسایی کنیم.

      2. زبان در حیوانات:

      بسیاری از حیوانات نیز زبان دارند، اما کارکرد آن‌ها ممکن است متفاوت باشد. به عنوان مثال، زبان برخی از حیوانات مانند گربه‌ها و سگ‌ها به عنوان ابزار شکار و تمیز کردن استفاده می‌شود.

      3. زبان بدن:

      در ارتباطات انسانی، زبان بدن نیز نقش مهمی ایفا می‌کند. حرکات، حالت‌های چهره و وضعیت بدن می‌توانند پیام‌های زیادی را منتقل کنند که ممکن است با کلمات بیان نشوند.

      4. زبان‌های در خطر:

      بسیاری از زبان‌ها در دنیا در حال انقراض هستند. هر ساله تعداد زیادی از زبان‌ها به دلیل تغییرات اجتماعی و فرهنگی از بین می‌روند. حفظ زبان‌ها به عنوان بخشی از میراث فرهنگی اهمیت بالایی دارد.

      گذشته‌ی ساده tongue چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده tongue در زبان انگلیسی tongued است.

      شکل سوم tongue چی میشه؟

      شکل سوم tongue در زبان انگلیسی tongued است.

      شکل جمع tongue چی میشه؟

      شکل جمع tongue در زبان انگلیسی tongues است.

      وجه وصفی حال tongue چی میشه؟

      وجه وصفی حال tongue در زبان انگلیسی tonguing است.

      سوم‌شخص مفرد tongue چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد tongue در زبان انگلیسی tongues است.

      ارجاع به لغت tongue

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «tongue» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۸ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/tongue

      لغات نزدیک tongue

      • - tongan
      • - tongs
      • - tongue
      • - tongue and groove
      • - tongue in cheek
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      satirical sender September assault force sectional sheath knife seminar smite snapback repackage look threesome main either salsa انتظام انقلابی باشگاه برهمن بیهودگی آب دهان قورت دادن آخیش آدم آزاد آزادیخواه آسان آسیا آس و پاس آشفته آفت آفتاب‌پرست
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.