فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

Abuser

əˈbjuːzər əˈbjuːzə
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • شکل جمع:

    abusers

معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

  • noun countable
    آزاررسان، آزارگر، آسیب‌رسان (کسی که با شخص دیگری به شیوه‌ای بی‌رحمانه یا خشونت‌آمیز یا ناعادلانه رفتار می‌کند)
    • - She bravely stood up to her abuser.
    • - او شجاعانه در مقابل آزارگرش ایستاد.
    • - Recognizing the signs of an abuser is crucial in preventing further harm.
    • - شناخت علائم آزاررسان در پیشگیری از آسیب بیشتر بسیار مهم است.
  • noun countable
    بدمصرف‌کننده، سوءمصرف‌کننده، سوءاستعمال‌کننده (کسی که از چیزی به گونه‌ای استفاده می‌کند که مضر است یا از نظر اخلاقی اشتباه است)
    • - The substance abuser sought rehabilitation in order to overcome his addiction.
    • - این فرد بدمصرف‌کننده (معتاد) برای غلبه بر اعتیادش به دنبال توان‌بخشی بود.
    • - Police arrested the drug abuser.
    • - پلیس سوءاستعمال‌کننده‌ی موادمخدر را دستگیر کرد.
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد abuser

  1. noun Someone who abuses
    Synonyms: maltreater

لغات هم‌خانواده abuser

ارجاع به لغت abuser

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «abuser» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۵ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/abuser

لغات نزدیک abuser

پیشنهاد بهبود معانی