آخرین به‌روزرسانی:

Excruciation

ɪkˌskruːʃiːˈeɪʃən ɪksˌkruːʃɪˈeɪʃən

معنی

noun

شکنجه، آزار

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

هوش مصنوعی فست دیکشنری
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد excruciation

  1. noun the infliction of extremely painful punishment or suffering
    Synonyms:
    suffering agony crucifixion

ارجاع به لغت excruciation

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «excruciation» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۴ خرداد ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/excruciation

لغات نزدیک excruciation

پیشنهاد بهبود معانی