آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Torture

      ˈtɔːrtʃər ˈtɔːtʃə

      گذشته‌ی ساده:

      tortured

      شکل سوم:

      tortured

      سوم‌شخص مفرد:

      tortures

      وجه وصفی حال:

      torturing

      شکل جمع:

      tortures

      معنی torture | جمله با torture

      noun verb - transitive C2

      شکنجه، عذاب، زجر، عذاب دادن، زجر دادن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی پیشرفته

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی در فست دیکشنری
      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      according to the declaration of Human Rights, "no one shall be subjected to torture"

      طبق اعلامیه‌ی حقوق بشر «هیچ‌کس نباید مورد شکنجه قرار بگیرد.»

      instruments of torture

      وسایل شکنجه

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      the torture of political prisoners

      شکنجه‌ی زندانیان سیاسی

      Sitting in that class and listening to his words was a great torture for me.

      نشستن در آن کلاس و گوش دادن به حرف‌های او برایم عذاب بزرگی بود.

      He was tortured into confessing.

      با شکنجه او را وادار به اقرار کردند.

      They torture prisoners.

      آن‌ها زندانیان را شکنجه می‌دهند.

      He was tortured by guilt.

      احساس گناه او را زجر می‌داد.

      the tortured style of his poetry

      سبک تحریف‌شده‌ی شعر او

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد torture

      1. noun severe mental or physical pain
        Synonyms:
        suffering distress misery agony torment anguish pain ache affliction tribulation pang laceration cruciation dolor twinge persecution martyrdom rack excruciation third degree crucifixion impalement
        Antonyms:
        happiness contentment relief alleviation
      1. verb upset or hurt severely
        Synonyms:
        injure hurt abuse mistreat wound distress pain afflict annoy bother disturb irritate oppress persecute torment try wrong beat mangle mutilate lacerate maim wring agonize crucify excruciate grill harrow rack smite whip impale martyr martyrize
        Antonyms:
        relieve please make happy alleviate

      Collocations

      die under torture

      زیر شکنجه مردن

      torture to death

      1- با شکنجه کشتن 2- (مجازی) سخت رنج دادن

      سوال‌های رایج torture

      گذشته‌ی ساده torture چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده torture در زبان انگلیسی tortured است.

      شکل سوم torture چی میشه؟

      شکل سوم torture در زبان انگلیسی tortured است.

      شکل جمع torture چی میشه؟

      شکل جمع torture در زبان انگلیسی tortures است.

      وجه وصفی حال torture چی میشه؟

      وجه وصفی حال torture در زبان انگلیسی torturing است.

      سوم‌شخص مفرد torture چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد torture در زبان انگلیسی tortures است.

      ارجاع به لغت torture

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «torture» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/torture

      لغات نزدیک torture

      • - tortuosity
      • - tortuous
      • - torture
      • - torture to death
      • - torturer
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      unobtainable unexplored wilderness unexpected outcome undernourished undeniable tulsa tsunami loyalty himself hit home hit the jackpot hold onto homie honesty is the best policy honeybunch چوب مسگر متلک تمرهندی خودفروشی کردن در کونی کوزه یکتا یک ششم یخچال‌فریزر گوزن شمالی گنده گل‌فروش گرما گرانول
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.