Burry

American: ˈbɜːri British: ˈbɜːi
آخرین به‌روزرسانی:

معنی

adjective
خاردار، خشن

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

فست دیکشنری در اینستاگرام
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد burry

  1. adjective having or covered with protective barbs or quills or spines or thorns or setae etc.
    Synonyms:
    spiny thorny prickly bristly barbed briary briery bristled burred setose setaceous barbellate

ارجاع به لغت burry

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «burry» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/burry

لغات نزدیک burry

پیشنهاد بهبود معانی