فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

Bursar

ˈbɜːrsər ˈbɜːsə
آخرین به‌روزرسانی:

معنی

  • noun
    گنجور دانشکده، صندوق‌دار، خزانه‌دار
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد bursar

  1. noun
    Synonyms: treasurer, controller, cashier, purser, cashkeeper, paymaster, compensator, remunerator

ارجاع به لغت bursar

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «bursar» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/bursar

لغات نزدیک bursar

پیشنهاد بهبود معانی