آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۱ آذر ۱۴۰۳

      Milk

      mɪlk mɪlk

      گذشته‌ی ساده:

      milked

      شکل سوم:

      milked

      سوم‌شخص مفرد:

      milks

      وجه وصفی حال:

      milking

      شکل جمع:

      milks

      معنی milk | جمله با milk

      noun A1

      شیر، شیره گیاهی

      milk, شیر، شیره گیاهی
      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی مقدماتی

      مشاهده

      cow's milk

      شیر گاو

      A baby drinks milk.

      بچه شیر می‌خورد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      mother's milk

      شیر مادر

      He drank a glass of milk.

      او یک لیوان شیر نوشید.

      milk of magnesia

      شیر منیزی

      milk of bismuth

      شیر بیسموت

      This ewe is unable to milk her babies.

      این میش قادر به شیردادن به بچه‌هایش نیست.

      The grandchildren regularly milked their grandmother for money.

      نوه‌ها مدام از مادر‌بزرگشان پول درمی‌کشیدند.

      He milked news from any source he could.

      او از هر منبعی که می‌توانست خبر می‌کشید.

      verb - transitive

      دوشیدن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      هوش مصنوعی فست دیکشنری

      This goat is milked twice a day.

      این بز را روزی دوبار می‌دوشند.

      verb - transitive

      شیره کشیدن از

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد milk

      1. noun liquid produced by mammals
        Synonyms:
        skim whole low fat two-percent pasteurized condensed evaporated powdered cream half-and-half formula buttermilk raw goat homogenized laiche moo juice chalk
      1. verb tap; exploit
        Synonyms:
        use exploit take advantage draw off extract pump tap drain empty exhaust suck press elicit evoke express let out take out bleed impose on extort fleece siphon wring
        Antonyms:
        save hoard

      Idioms

      cry over spilled milk

      غصه‌ی گذشته و فرصت‌های ازدست‌رفته را خوردن، بیهوده زاریدن، غصه‌ی الکی خوردن، حسرت گذشته را خوردن

      flowing with milk and honey

      پر از نعمت و وفور

      in the milk

      (در مورد ذرت و گندم و غیره) نارس، سفت نشده

      milk of human kindness

      مهربانی بشر

      سوال‌های رایج milk

      معنی milk به فارسی چی میشه؟

      شیر (milk) یک مایع مغذی است که عمدتاً از غدد پستانی پستانداران تولید می‌شود. این ماده غذایی مهم از دیرباز به عنوان یکی از منابع اصلی تغذیه برای انسان‌ها و سایر موجودات زنده شناخته شده است. در اینجا به بررسی معانی، خواص و نکات جالب درباره شیر می‌پردازیم.

      معانی و انواع شیر

      شیر به طور کلی به مایع تولید شده توسط پستانداران اطلاق می‌شود که شامل پروتئین‌ها، چربی‌ها، کربوهیدرات‌ها (به ویژه لاکتوز)، ویتامین‌ها و مواد معدنی است. انواع مختلف شیر شامل:

      1. شیر گاو: رایج‌ترین نوع شیر است که در بسیاری از کشورها مصرف می‌شود و پایه اصلی تولید لبنیات مانند پنیر و ماست است.

      2. شیر بز: دارای طعمی متمایز و قابل هضم‌تر برای برخی افراد نسبت به شیر گاو است.

      3. شیر گوسفند: غنی از پروتئین و چربی، و معمولاً در تهیه پنیرهای خاص استفاده می‌شود.

      4. شیر غیر پستانداران: مانند شیر سویا، شیر بادام و شیر نارگیل، که به عنوان جایگزین‌های غیر لبنی برای افرادی که به لاکتوز حساسیت دارند یا رژیم گیاه‌خواری را دنبال می‌کنند، استفاده می‌شود.

      خواص شیر

      شیر به عنوان یک منبع غنی از مواد مغذی شناخته می‌شود. برخی از خواص آن عبارتند از:

      - کلسیم: شیر منبع اصلی کلسیم است که برای سلامت استخوان‌ها و دندان‌ها ضروری است.

      - پروتئین: شیر حاوی پروتئین‌های با کیفیت بالا است که برای رشد و ترمیم بافت‌ها ضروری هستند.

      - ویتامین‌ها و مواد معدنی: شامل ویتامین D، ویتامین B12، پتاسیم و فسفر که برای عملکرد صحیح بدن مهم هستند.

      - کالری: شیر می‌تواند منبع خوبی از انرژی باشد، به ویژه برای افرادی که نیاز به کالری بیشتری دارند.

      نکات جالب درباره شیر

      1. تاریخچه: استفاده از شیر به بیش از 8000 سال پیش برمی‌گردد. انسان‌ها از شیر حیوانات اهلی مانند گاو، بز و گوسفند استفاده کرده‌اند.

      2. فرآوری: شیر به روش‌های مختلفی مانند پاستوریزه کردن و هموژنیزه کردن فرآوری می‌شود تا ماندگاری و ایمنی آن افزایش یابد.

      3. لاکتوز: برخی افراد به لاکتوز (قند موجود در شیر) حساسیت دارند و نمی‌توانند آن را به درستی هضم کنند. این امر می‌تواند منجر به مشکلات گوارشی شود.

      4. شیر در فرهنگ‌ها: در بسیاری از فرهنگ‌ها، شیر به عنوان سمبل زندگی و باروری شناخته می‌شود و در مراسم‌های مختلف استفاده می‌شود.

      5. شیر و ورزش: تحقیقات نشان داده‌اند که مصرف شیر بعد از ورزش می‌تواند به بازسازی عضلات و بهبود عملکرد کمک کند.

      گذشته‌ی ساده milk چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده milk در زبان انگلیسی milked است.

      شکل سوم milk چی میشه؟

      شکل سوم milk در زبان انگلیسی milked است.

      شکل جمع milk چی میشه؟

      شکل جمع milk در زبان انگلیسی milks است.

      وجه وصفی حال milk چی میشه؟

      وجه وصفی حال milk در زبان انگلیسی milking است.

      سوم‌شخص مفرد milk چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد milk در زبان انگلیسی milks است.

      ارجاع به لغت milk

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «milk» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۵ فروردین ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/milk

      لغات نزدیک milk

      • - militiaman
      • - milium
      • - milk
      • - milk fever
      • - milk float
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      needless to say negativity neptune tragically transactional tree-planting scheme trickiness troglodyte seize control selene self-assured self-doubt self-expression self-portrait self-respect کف دست کیسه‌ی صفرا کیف زنانه گرسنه گرفتگی عضله گیر افتادن گیره یواشکی یونان پادری عکاس داربست بندی در یک دو
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.