آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Phrasal verbs
    • Collocations
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Suck

      sʌk sʌk

      گذشته‌ی ساده:

      sucked

      شکل سوم:

      sucked

      سوم‌شخص مفرد:

      sucks

      وجه وصفی حال:

      sucking

      معنی suck | جمله با suck

      verb - transitive verb - intransitive C2

      مکیدن، مک زدن، به داخل کشیدن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی فوق متوسط

      مشاهده

      He used to suck his thumb.

      او عادت داشت که انگشت خود را بمکد.

      to suck a piece of candy

      یک تکه آب نبات مکیدن

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The baby sucks his mothers breast.

      کودک پستان مادر را می‌مکد.

      A special pump sucks the moisture from the cloth.

      تلمبه ویژه رطوبت پارچه را می‌کشد.

      to suck air into the lungs

      هوا را به ریه فرو کشیدن

      The sun sucked up the rain.

      خورشید باران را درآشامید.

      We have been sucked out of our native soil and scattered all over the world.

      ما از موطن خود بیرون کشیده شده و در سرتاسر جهان پراکنده شده‌ایم.

      The war sucked all of the country's energy.

      جنگ تمام انرژی کشور را تحلیل برد.

      to suck a pomegranate dry

      آب انار را تاته مکیدن

      Despite its neutrality, the country was again sucked into war.

      باوجود بی‌طرفی، آن کشور دوباره به ورطه‌ی جنگ کشیده شد.

      to suck in one's belly

      شکم خود را تو کشیدن

      verb - intransitive

      افتضاح بودن، بیخود بودن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      هوش مصنوعی فست دیکشنری

      This film sucks.

      این فیلم خیلی بد است.

      noun countable

      مک، مک‌زنی، مکش

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد suck

      1. verb to draw in so that extrication is difficult
        Synonyms:
        draw absorb take up involve implicate engulf inhale drink take-in imbibe soak up suck up catch up extract suction sip mix-up embroil embrangle swallow-up nurse breastfeed suckle wet-nurse lactate give-suck
      1. verb provide sexual gratification through oral stimulation
        Synonyms:
        blow fellate go-down-on
      1. verb attract by using an inexorable force, inducement, etc.
        Synonyms:
        suck-in
      1. noun the act of sucking
        Synonyms:
        sucking suction

      Phrasal verbs

      suck in

      1- توکشیدن، توگرفتن

      2- (عامیانه) کلاه سر کسی گذاشتن، مغبون کردن

      suck up to

      (عامیانه) چاپلوسی کردن، بادمجان دور قاب چیدن

      Collocations

      give suck (to)

      (قدیمی) شیردادن (به)

      take a suck at

      (یک) مک زدن، مکیدن

      سوال‌های رایج suck

      گذشته‌ی ساده suck چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده suck در زبان انگلیسی sucked است.

      شکل سوم suck چی میشه؟

      شکل سوم suck در زبان انگلیسی sucked است.

      وجه وصفی حال suck چی میشه؟

      وجه وصفی حال suck در زبان انگلیسی sucking است.

      سوم‌شخص مفرد suck چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد suck در زبان انگلیسی sucks است.

      ارجاع به لغت suck

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «suck» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/suck

      لغات نزدیک suck

      • - such as it is (a was)
      • - suchlike
      • - suck
      • - suck in
      • - suck it up
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      appalachian tea mixture niche electroencephalogram eschewal hyperbolism horsepox northwestwardly jollification heulandite paullownia reveal a talent Ridiculously small substantial number (of) grind اجازه‌ی عبور کارت وفاداری صافی فخر فروختن کمپوت گل لاله گوجه‌سبز عابر پیاده روزمره روز رستاخیز روستا رژگونه رژیمی زبان عبری زمان کوتاه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.