آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۰ بهمن ۱۴۰۴

      Inhale

      ɪnˈheɪl ɪnˈheɪl

      گذشته‌ی ساده:

      inhaled

      شکل سوم:

      inhaled

      سوم‌شخص مفرد:

      inhales

      وجه وصفی حال:

      inhaling

      معنی inhale | جمله با inhale

      verb - intransitive verb - transitive B1

      تنفس کردن، بوییدن، دمیدن، استنشاق کردن، عمل دم را انجام دادن، تو کشیدن، در ریه فروبردن، بو کردن، به داخل کشیدن

      She inhaled deeply before diving into the water.

      او قبل از شیرجه زدن به آب، عمیق نفس کشید.

      She took a deep breath and inhaled the fresh mountain air.

      او نفس عمیقی کشید و هوای تازه‌ی کوهستان را استنشاق کرد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Smokers inhale the smoke into their lungs.

      سیگاری‌ها دود را به داخل ریه‌هایشان می‌کشند.

      to inhale and exhale air

      دمیدن و باز دمیدن هوا

      He smokes a pipe but does not inhale (the smoke).

      او پیپ می‌کشد؛ ولی دود آن را فرونمی‌برد.

      verb - transitive B2

      انگلیسی آمریکایی عامیانه خوردن یا نوشیدن چیزی به سرعت زیاد (خصوصاً غذا یا نوشیدنی)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

      He inhaled his sandwich in just a few seconds.

      او ساندویچش را ظرف چند ثانیه خیلی سریع خورد.

      She inhaled the coffee as soon as it was served.

      او به محض سرو شدن، قهوه را خیلی سریع نوشید.

      noun uncountable C1

      نفس، دم

      Take a slow inhale before you start speaking.

      قبل از شروع صحبت، یک نفس عمیق بکش.

      The doctor asked him to hold his breath after the inhale.

      دکتر از او خواست بعد از نفس کشیدن نفسش را حبس کند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد inhale

      1. verb breathe in
        Synonyms:
        draw in inspire suck in pull puff gasp smell sniff respire snort drag insufflate
        Antonyms:
        exhale breathe out

      سوال‌های رایج inhale

      گذشته‌ی ساده inhale چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده inhale در زبان انگلیسی inhaled است.

      شکل سوم inhale چی میشه؟

      شکل سوم inhale در زبان انگلیسی inhaled است.

      وجه وصفی حال inhale چی میشه؟

      وجه وصفی حال inhale در زبان انگلیسی inhaling است.

      سوم‌شخص مفرد inhale چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد inhale در زبان انگلیسی inhales است.

      ارجاع به لغت inhale

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «inhale» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۹ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/inhale

      لغات نزدیک inhale

      • - inhalation
      • - inhalator
      • - inhale
      • - inhaler
      • - inharmonic
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      folklore BDSM tower confused industry enclosure judo kismet lan lank lee li lie in lil linguistically آفریده از روی استحقاق آلبوم امانت دادن ای وای! بجنب! بسته بلا استفاده کردن به نوبت انجام دادن بهدانه به یاد ماندنی اشباع‌شده بو باید
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.