گذشتهی ساده:
inhaledشکل سوم:
inhaledسومشخص مفرد:
inhalesوجه وصفی حال:
inhalingتنفس کردن، بوییدن، دمیدن، استنشاق کردن، عمل دم را انجام دادن، تو کشیدن، در ریه فروبردن، بو کردن، به داخل کشیدن
She inhaled deeply before diving into the water.
او قبل از شیرجه زدن به آب، عمیق نفس کشید.
She took a deep breath and inhaled the fresh mountain air.
او نفس عمیقی کشید و هوای تازهی کوهستان را استنشاق کرد.
Smokers inhale the smoke into their lungs.
سیگاریها دود را به داخل ریههایشان میکشند.
to inhale and exhale air
دمیدن و باز دمیدن هوا
He smokes a pipe but does not inhale (the smoke).
او پیپ میکشد؛ ولی دود آن را فرونمیبرد.
انگلیسی آمریکایی عامیانه خوردن یا نوشیدن چیزی به سرعت زیاد (خصوصاً غذا یا نوشیدنی)
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
He inhaled his sandwich in just a few seconds.
او ساندویچش را ظرف چند ثانیه خیلی سریع خورد.
She inhaled the coffee as soon as it was served.
او به محض سرو شدن، قهوه را خیلی سریع نوشید.
نفس، دم
Take a slow inhale before you start speaking.
قبل از شروع صحبت، یک نفس عمیق بکش.
The doctor asked him to hold his breath after the inhale.
دکتر از او خواست بعد از نفس کشیدن نفسش را حبس کند.
گذشتهی ساده inhale در زبان انگلیسی inhaled است.
شکل سوم inhale در زبان انگلیسی inhaled است.
وجه وصفی حال inhale در زبان انگلیسی inhaling است.
سومشخص مفرد inhale در زبان انگلیسی inhales است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «inhale» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۹ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/inhale