آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۳۰ دی ۱۴۰۳

      Sniff

      snɪf snɪf

      گذشته‌ی ساده:

      sniffed

      شکل سوم:

      sniffed

      سوم‌شخص مفرد:

      sniffs

      وجه وصفی حال:

      sniffing

      معنی sniff | جمله با sniff

      verb - intransitive verb - transitive C2

      بو کشیدن، بو کردن، بوییدن، استنشاق کردن

      Ahmad sniffs heroin.

      احمد هروئین استنشاق می‌کند.

      Even one sniff of this powder can kill a man.

      حتی یک بار بوییدن این گرد می‌تواند انسان را بکشد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Mina sniffed the vapor through her nose.

      مینا بخور را از راه دماغش تو داد (بو کشید).

      The dog sniffed at my shoes.

      سگ کفش‌هایم را بو کرد.

      verb - intransitive C2

      بینی گرفتن، فین‌فین کردن، آب بینی را بالا کشیدن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      خرید اشتراک فست دیکشنری

      We all had colds and were sniffing and sneezing.

      ما همه سرماخوردگی داشتیم و فین‌فین و عطسه می‌کردیم.

      He had to sniff a few times to clear his stuffy nose.

      مجبور شد چند بار بینی بگیرد تا گرفتگی بینی‌اش برطرف شود.

      verb - transitive

      با تحقیر صحبت کردن، ناراحتی را نشان دادن، بد صحبت کردن

      He sniffed at our proposal.

      ناراحتی‌اش را به پیشنهاد ما نشان داد.

      She sniffed at his fashion choices, insisting they were out of style.

      او ناراحتی‌اش را از انتخاب‌های مد او نشان داد و اصرار داشت که آن‌ها از مد افتاده‌اند.

      noun countable

      فین‌فین

      "it's a pity he too died" Roghieh said with a sniff.

      رقیه فین‌فین‌کنان گفت: «حیف شد که او هم مرد».

      A sudden sniff broke the silence in the room.

      فین‌فین ناگهانی سکوت اتاق را شکست.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد sniff

      1. verb breathe in
        Synonyms:
        inhale smell scent inspire detect snuff nose snuffle
        Antonyms:
        hold nose

      سوال‌های رایج sniff

      گذشته‌ی ساده sniff چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده sniff در زبان انگلیسی sniffed است.

      شکل سوم sniff چی میشه؟

      شکل سوم sniff در زبان انگلیسی sniffed است.

      وجه وصفی حال sniff چی میشه؟

      وجه وصفی حال sniff در زبان انگلیسی sniffing است.

      سوم‌شخص مفرد sniff چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد sniff در زبان انگلیسی sniffs است.

      ارجاع به لغت sniff

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «sniff» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۹ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/sniff

      لغات نزدیک sniff

      • - snickorsnee
      • - snide
      • - sniff
      • - sniffish
      • - sniffle
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      folklore BDSM tower confused industry enclosure judo kismet lan lank lee li lie in lil linguistically آفریده از روی استحقاق آلبوم امانت دادن ای وای! بجنب! بسته بلا استفاده کردن به نوبت انجام دادن بهدانه به یاد ماندنی اشباع‌شده بو باید
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.