آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Phrasal verbs
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۰ مهر ۱۴۰۴

      Chalk

      tʃɒːk tʃɔːk

      گذشته‌ی ساده:

      chalked

      شکل سوم:

      chalked

      سوم‌شخص مفرد:

      chalks

      وجه وصفی حال:

      chalking

      شکل جمع:

      chalks

      معنی chalk | جمله با chalk

      noun uncountable

      گل سفید، سفیدگل (سنگ‌آهکی نرم و خالص و ریزدانه و سفید تا خاکستری)

      توسعه با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · متن کوتاهت رو کامل‌تر کن
      امتحان کن

      The artist used chalk to create a beautiful mural on the wall.

      این هنرمند از گل سفید برای خلق نقاشی دیواری زیبا روی دیوار استفاده کرد.

      The gymnast's hands were covered in chalk.

      دستان این ژیمناست پیش از اجرا از سفیدگل پوشیده شده بود.

      noun countable uncountable

      گچ (برای نوشتن و غیره)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ‫بهبود گرامر با هوش مصنوعی‬

      They use chalk to write on a blackboard.

      با گچ روی تخته‌سیاه می‌نویسند.

      He used chalk to write his name on the asphalt.

      او اسم خود را با گچ روی آسفالت نوشت.

      verb - intransitive verb - transitive

      با گچ نوشتن، با گچ کشیدن، نوشتن، کشیدن (با گچ)

      The teacher chalked the assignment instructions.

      معلم دستورالعمل تکلیف را با گچ نوشت.

      The artist chalked a beautiful mural on the sidewalk.

      این هنرمند نقاشی دیواری زیبایی را در پیاده‌رو با گچ کشید.

      noun countable

      علامت (با گچ)

      He left a chalk on the table to remember where he was sitting.

      یک علامت روی میز زد تا به یاد بیاورد کجا نشسته بود.

      The teacher drew a chalk on the blackboard.

      معلم یک علامت روی تخته‌سیاه کشید.

      noun countable

      انگلیسی بریتانیایی ورزش امتیاز (در مسابقه)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی ورزش

      مشاهده

      Each chalk brings them one step closer to victory.

      هر امتیاز آن‌ها را یک قدم به پیروزی نزدیک‌تر می‌کند.

      The team was trailing by one chalk in the final minutes of the game.

      این تیم در دقایق پایانی بازی با یک امتیاز عقب بود.

      verb - transitive

      گچ زدن، گل سفید مالیدن (به دیوار و غیره)

      Please remember to chalk your hands before attempting to climb the rock wall.

      لطفاً به یاد داشته باشید که پیش از تلاش برای بالا رفتن از دیوار سنگی، به دستان خود گچ بزنید.

      He chalked the wall.

      دیوار را گچ زد.

      verb - transitive

      جمع زدن (هزینه و غیره)

      I need to chalk up the expenses from our vacation before I forget.

      پیش از اینکه فراموش کنم باید هزینه‌های تعطیلاتمان را جمع کنم.

      The accountant chalked in all the numbers for the quarterly report.

      حسابدار تمام اعداد را برای گزارش سه‌ماهه جمع زد.

      verb - intransitive

      گچی شدن

      The old plaster started to chalk.

      دیوار قدیمی شروع به گچی شدن کرد.

      The humidity caused the walls to chalk.

      رطوبت باعث گچی شدن دیوارها شد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد chalk

      1. noun An amphetamine derivative (trade name Methedrine) used in the form of a crystalline hydrochloride; used as a stimulant to the nervous system and as an appetite suppressant
        Synonyms:
        methamphetamine meth crank ice glass shabu methedrine methamphetamine-hydrochloride deoxyephedrine chicken feed trash bleach whiten blanch draw sketch crayon talc inkstand
      1. verb
        Synonyms:
        picturize scumble

      Phrasal verbs

      chalk out

      1- با گچ نوشتن یا علامت گذاری کردن 2- طرح کردن، به اجمال شرح دادن یا تعیین کردن

      chalk up

      به دست آوردن، دست یافتن به (پیروزی)، به ثبت رساندن (امتیاز)

      به حساب چیزی گذاشتن، ناشی از چیزی دانستن، به پای چیزی نوشتن (تقصیر و غیره)، به حساب کسی گذاشتن (هزینه)

      Idioms

      not by a long chalk

      (انگلیس) به هیچ‌وجه، ابداً

      walk a chalk line

      (عامیانه) اطاعت کامل کردن، مواظب رفتار خود بودن

      chalk and cheese

      کاملاً متفاوت، بسیار ناهمانند، دارای فرق از زمین تا آسمان

      سوال‌های رایج chalk

      گذشته‌ی ساده chalk چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده chalk در زبان انگلیسی chalked است.

      شکل سوم chalk چی میشه؟

      شکل سوم chalk در زبان انگلیسی chalked است.

      شکل جمع chalk چی میشه؟

      شکل جمع chalk در زبان انگلیسی chalks است.

      وجه وصفی حال chalk چی میشه؟

      وجه وصفی حال chalk در زبان انگلیسی chalking است.

      سوم‌شخص مفرد chalk چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد chalk در زبان انگلیسی chalks است.

      ارجاع به لغت chalk

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «chalk» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/chalk

      لغات نزدیک chalk

      • - chalice
      • - chaliced
      • - chalk
      • - chalk and cheese
      • - chalk out
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      cardi- by aut- ante fore Greco grogram az levo bullet point mal puberty gripple gaming table fox squirrel ماراسکینو مخل مانع‌آفرین ترفند حیله مانیل مایه‌ی رسوایی منوط منوط بودن منوط کردن گی‌لیک ادغام اجتناب‌ناپذیری اجتناب‌ناپذیرانه استرداد
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.