آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۱ مرداد ۱۴۰۳

      Rug

      rʌɡ rʌɡ

      گذشته‌ی ساده:

      rugged

      شکل سوم:

      rugged

      سوم‌شخص مفرد:

      rugs

      وجه وصفی حال:

      rugging

      شکل جمع:

      rugs

      معنی rug | جمله با rug

      noun countable B1

      قالیچه، قالی، گلیم

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی مقدماتی

      مشاهده

      Persian rugs are world-famous.

      قالی‌های ایران شهرت جهانی دارند.

      The cat curled up on the soft rug.

      گربه روی قالیچه‌ی نرم خود را جمع کرد.

      noun countable

      پتو

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در ایکس

      My dog loves to nap on the rug.

      سگ من عاشق چرت زدن روی پتو است.

      As the winter chill set in, I draped a thick rug over my shoulders for extra warmth.

      با رسیدن سرمای زمستان، یک پتوی ضخیم روی شانه‌هایم کشیدم تا گرمای بیشتری داشته باشم.

      noun slang countable

      کلاه‌گیس، پوستیژ

      His rug was so realistic that it fooled many of his friends.

      کلاه‌گیس او آن‌قدر واقعی بود که بسیاری از دوستانش را فریب داد.

      The rug was made of synthetic fibers.

      پوستیژ از مواد مصنوعی ساخته شده بود.

      noun countable

      پوشاک روبدوشامبر، لباس خانه

      I spilled coffee on the rug and had to quickly clean it up.

      قهوه را روی روبدوشامبر ریختم و مجبور شدم سریع آن را تمیز کنم.

      I bought a new rug for myself.

      یک لباس خانه‌ی جدید برای خودم خریدم.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد rug

      1. noun carpet
        Synonyms:
        mat floor covering matting runner carpeting shag throw rug wall-to-wall carpeting tapestry
      1. noun hairpiece
        Synonyms:
        wig toupee false hair hair extension hair weaving hair implant

      Collocations

      prayer rug (or mat)

      قالیچه مخصوص نماز، سجاده

      سوال‌های رایج rug

      گذشته‌ی ساده rug چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده rug در زبان انگلیسی rugged است.

      شکل سوم rug چی میشه؟

      شکل سوم rug در زبان انگلیسی rugged است.

      شکل جمع rug چی میشه؟

      شکل جمع rug در زبان انگلیسی rugs است.

      وجه وصفی حال rug چی میشه؟

      وجه وصفی حال rug در زبان انگلیسی rugging است.

      سوم‌شخص مفرد rug چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد rug در زبان انگلیسی rugs است.

      ارجاع به لغت rug

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «rug» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۹ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/rug

      لغات نزدیک rug

      • - rufous
      • - rufus
      • - rug
      • - ruga
      • - rugal
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      folklore BDSM tower confused industry enclosure judo kismet lan lank lee li lie in lil linguistically آفریده از روی استحقاق آلبوم امانت دادن ای وای! بجنب! بسته بلا استفاده کردن به نوبت انجام دادن بهدانه به یاد ماندنی اشباع‌شده بو باید
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.