گذشتهی ساده:
shilledشکل سوم:
shilledسومشخص مفرد:
shillsوجه وصفی حال:
shillingانگلیسی آمریکایی بازارگرمکن
A shill posed as an enthusiastic customer.
بازارگرمکن خود را بهعنوان مشتری مشتاق جا زد.
The company uses shills to create fake buzz.
شرکت از بازارگرمکنها برای ایجاد جو ساختگی استفاده میکند.
She acted as a shill to boost the show's ratings.
او بهعنوان بازارگرمکن برای افزایش آمار بینندگان برنامه عمل کرد.
The politician's campaign hired a shill to praise his policies online.
کمپین سیاستمدار یک بازارگرمکن را استخدام کرد تا سیاستهای او را بهصورت آنلاین ستایش کند.
انگلیسی آمریکایی بازارگرمی کردن، تبلیغ کردن (الکی)
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
Don't shill for companies you don't trust.
برای شرکتهایی که به آنها اعتماد ندارید بازارگرمی نکنید.
The celebrity shilled a dubious supplement on social media.
آن سلبریتی در شبکههای اجتماعی برای یک مکمل مشکوک تبلیغ کرد.
She openly shilled the brand in her vlog.
او بیپرده در ولاگش برای آن برند تبلیغ کرد.
He tried to shill his friend's startup at the meeting.
او تلاش کرد در جلسه به نفع استارتاپ دوستش بازارگرمی کند.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «shill» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۴ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/shill