آیکن بنر

تست تعیین سطح رایگان دایره‌ی لغات

تست تعیین سطح رایگان دایره‌ی لغات

امتحان کن
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۳۱ تیر ۱۴۰۵

      Shill

      ʃɪl ʃɪl

      گذشته‌ی ساده:

      shilled

      شکل سوم:

      shilled

      سوم‌شخص مفرد:

      shills

      وجه وصفی حال:

      shilling

      معنی shill | جمله با shill

      noun countable C2

      انگلیسی آمریکایی بازارگرم‌کن

      بازنویسی با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · بازنویسی متن با حفظ معنا
      امتحان کن

      A shill posed as an enthusiastic customer.

      بازارگرم‌کن خود را به‌عنوان مشتری مشتاق جا زد.

      The company uses shills to create fake buzz.

      شرکت از بازارگرم‌کن‌ها برای ایجاد جو ساختگی استفاده می‌کند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      She acted as a shill to boost the show's ratings.

      او به‌عنوان بازارگرم‌کن برای افزایش آمار بینندگان برنامه عمل کرد.

      The politician's campaign hired a shill to praise his policies online.

      کمپین سیاست‌مدار یک بازارگرم‌کن را استخدام کرد تا سیاست‌های او را به‌صورت آنلاین ستایش کند.

      verb - intransitive C2

      انگلیسی آمریکایی بازارگرمی کردن، تبلیغ کردن (الکی)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ‫بازنویسی‬ با هوش مصنوعی

      Don't shill for companies you don't trust.

      برای شرکت‌هایی که به آن‌ها اعتماد ندارید بازارگرمی نکنید.

      The celebrity shilled a dubious supplement on social media.

      آن سلبریتی در شبکه‌های اجتماعی برای یک مکمل مشکوک تبلیغ کرد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      She openly shilled the brand in her vlog.

      او بی‌پرده در ولاگش برای آن برند تبلیغ کرد.

      He tried to shill his friend's startup at the meeting.

      او تلاش کرد در جلسه به نفع استارتاپ دوستش بازارگرمی کند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      ارجاع به لغت shill

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «shill» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/shill

      لغات نزدیک shill

      • - shiksa
      • - shilingi
      • - shill
      • - shillelagh or shillalah
      • - shilling
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت rule و law چیست؟

      تفاوت child و kid چیست؟

      تفاوت rob و steal چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      defensive specialist serving specialist double hit double block jump serve spiker attack error alabaster intergenerational sharp nostalgia cornucopia ruthless flabbergast gastronomy دارکوب سحرخیز سربلند محسوب افشا شدن خاویار کرم ضد آفتاب انکار افتراق بعید پایندگی تراکتور ترسو نازی ورد
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.