گذشتهی ساده:
perpetuatedشکل سوم:
perpetuatedسومشخص مفرد:
perpetuatesوجه وصفی حال:
perpetuatingهمیشگی کردن، دائمی کردن، جاودانی ساختن، ابدی کردن، جاودانه کردن، پایدار کردن، (برای همیشه) زنده نگه داشتن
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی کاربردی پیشرفته
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
Many cultural institutions strive to perpetuate the traditions and customs of their heritage for future generations.
بسیاری از نهادهای فرهنگی تلاش میکنند تا سنتها و آداب میراث خود را برای نسلهای آینده جاودانه کنند.
My father's books will perpetuate his memory.
کتابهای پدرم یاد او را برای همیشه زنده نگاه خواهد داشت.
The media often perpetuates unrealistic beauty standards.
رسانه معمولاً استانداردهای غیرواقعی زیبایی را دائمی میکند.
The government's new policy aims to perpetuate economic stability, ensuring long-term growth rather than short-term gains.
سیاست جدید دولت با هدف پایدار کردن ثبات اقتصادی، تضمین رشد بلندمدت بهجای دستاوردهای کوتاهمدت است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «perpetuate» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/perpetuate