Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۳

      Refund

      گذشته‌ی ساده:

      refunded

      شکل سوم:

      refunded

      سوم‌شخص مفرد:

      refunds

      وجه وصفی حال:

      refunding

      شکل جمع:

      refunds

      معنی refund | جمله با refund

      noun countable B1

      بازپرداخت، استرداد (وجه)، بازپرداختنی (مبلغ)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی متوسط

      مشاهده

      a refund of fifty dollars

      بازپرداختنی به مبلغ پنجاه دلار

      The customer requested a refund of their purchase.

      مشتری درخواست بازپرداخت وجه خرید خود را داشت.

      verb - transitive C2

      بازپرداخت کردن، پس دادن، مسترد کردن (وجه)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی در فست دیکشنری

      The store agreed to refund the purchase price.

      فروشگاه با بازپرداخت قیمت خرید موافقت کرد.

      to refund the price of defective article

      قیمت یک کالای معیوب را پس دادن

      verb - transitive B1

      دوباره پرداختن، دوباره تأمین کردن (بودجه و غیره)

      The government decided to refund the education budget.

      دولت تصمیم گرفت بودجه‌ی آموزش‌وپرورش را دوباره پرداخت کند.

      The company refunded the marketing budget.

      این شرکت بودجه‌ی بازاریابی را دوباره تأمین کرد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد refund

      1. noun returned money
        Synonyms:
        repayment return reimbursement money back compensation rebate payment restitution allowance discount satisfaction remuneration settlement discharge acquittance consolation give-back retribution kickback give-up
      1. verb return money; rebate
        Synonyms:
        pay back repay reimburse compensate return give back restore recompense remit redeem settle make up for make good reward recoup balance indemnify relinquish make amends redress remunerate adjust honor a claim

      لغات هم‌خانواده refund

      noun
      fund, refund, funding
      adjective
      funded
      verb - transitive
      fund, refund

      سوال‌های رایج refund

      گذشته‌ی ساده refund چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده refund در زبان انگلیسی refunded است.

      شکل سوم refund چی میشه؟

      شکل سوم refund در زبان انگلیسی refunded است.

      شکل جمع refund چی میشه؟

      شکل جمع refund در زبان انگلیسی refunds است.

      وجه وصفی حال refund چی میشه؟

      وجه وصفی حال refund در زبان انگلیسی refunding است.

      سوم‌شخص مفرد refund چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد refund در زبان انگلیسی refunds است.

      ارجاع به لغت refund

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «refund» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۸ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/refund

      لغات نزدیک refund

      • - refulgence
      • - refulgent
      • - refund
      • - refurbish
      • - refurbishment
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      satirical sender September assault force sectional sheath knife seminar smite snapback repackage look threesome main either salsa انتظام انقلابی باشگاه برهمن بیهودگی آب دهان قورت دادن آخیش آدم آزاد آزادیخواه آسان آسیا آس و پاس آشفته آفت آفتاب‌پرست
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.