آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۴ دی ۱۴۰۳

      Kickback

      ˈkɪkbæk ˈkɪkbæk

      گذشته‌ی ساده:

      kicked back

      شکل سوم:

      kicked back

      سوم‌شخص مفرد:

      kicks back

      وجه وصفی حال:

      kicking back

      معنی kickback | جمله با kickback

      noun countable

      رشوه، باج، زیرمیزی

      The politician was accused of accepting illegal kickbacks.

      سیاست‌مدار به پذیرش رشوه‌ی غیرقانونی متهم شد.

      The kickback helped fund their vacation plans for the summer.

      این زیرمیزی به بودجه‌ی برنامه‌های تعطیلات آن‌ها برای تابستان کمک کرد.

      noun countable

      واکنش سخت، عکس‌العمل شدید، پس‌زنی

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی در فست دیکشنری

      The unexpected kickback from the gun startled the novice shooter.

      پس‌زنی غیرمنتظره‌ی اسلحه، تیرانداز تازه‌کار را مبهوت کرد.

      The politician faced a kickback from the public after the controversial decision.

      سیاست‌مدار پس‌از این تصمیم بحث‌برانگیز با عکس‌العمل شدید عمومی از سوی مردم مواجه شد.

      verb - intransitive

      استراحت کردن

      After a long week at work, I love to kickback on the couch with a good book.

      بعداز هفته‌ای طولانی در محل کار، دوست دارم روی مبل با یک کتاب خوب استراحت کنم.

      He prefers to kickback at the beach rather than go out to crowded events.

      او ترجیح می‌دهد به‌جای رفتن به دورهمی‌های شلوغ، در ساحل استراحت کند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد kickback

      1. noun bribe
        Synonyms:
        payment gift reward money under the table graft payoff recompense share percentage cut oil

      سوال‌های رایج kickback

      گذشته‌ی ساده kickback چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده kickback در زبان انگلیسی kicked back است.

      شکل سوم kickback چی میشه؟

      شکل سوم kickback در زبان انگلیسی kicked back است.

      وجه وصفی حال kickback چی میشه؟

      وجه وصفی حال kickback در زبان انگلیسی kicking back است.

      سوم‌شخص مفرد kickback چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد kickback در زبان انگلیسی kicks back است.

      ارجاع به لغت kickback

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «kickback» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۹ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/kickback

      لغات نزدیک kickback

      • - kick upstairs
      • - kickapoo
      • - kickback
      • - kickball
      • - kickboxing
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      folklore BDSM tower confused industry enclosure judo kismet lan lank lee li lie in lil linguistically آفریده از روی استحقاق آلبوم امانت دادن ای وای! بجنب! بسته بلا استفاده کردن به نوبت انجام دادن بهدانه به یاد ماندنی اشباع‌شده بو باید
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.