آیکن بنر

افزونه‌ی کروم فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

افزونه‌ی فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

تست کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۲۱ مرداد ۱۴۰۴

    Vigilance

    ˈvɪdʒələns ˈvɪdʒələns

    معنی vigilance | جمله با vigilance

    noun uncountable

    هشیاری، گوش‌به‌زنگی (به‌ویژه در برابر خطر)

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    فست دیکشنری در اینستاگرام

    constant vigilance against the spread of disease

    هشیاری دائم در برابر گسترش بیماری

    The security guard's vigilance prevented a potential break-in at the museum.

    گوش‌به‌زنگی نگهبان از ورود غیرقانونی احتمالی به موزه جلوگیری کرد.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد vigilance

    1. noun carefulness
      Synonyms:
      attention caution alertness watchfulness diligence attentiveness vigil observance watch lookout circumspection surveillance acuity
      Antonyms:
      carelessness negligence impulsiveness indiscretion

    سوال‌های رایج vigilance

    معنی vigilance به فارسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی vigilance در زبان فارسی به «هوشیاری»، «آگاهی» یا «بیداری» ترجمه می‌شود.

    «هوشیاری» به حالتی اشاره دارد که فرد به طور مستمر و فعال نسبت به محیط اطراف خود حساس و مراقب باشد تا خطرات احتمالی، تهدیدها یا تغییرات ناخواسته را به سرعت تشخیص دهد. این ویژگی، از جنبه‌های مهم در زندگی روزمره و حرفه‌ای انسان‌هاست که می‌تواند نقش حیاتی در حفظ امنیت، پیشگیری از خطاها و تصمیم‌گیری‌های صحیح ایفا کند.

    از نظر روان‌شناسی، هوشیاری نوعی حالت ذهنی است که فرد در آن به طور متمرکز و آگاهانه بر جزئیات محیط توجه می‌کند. این حالت شامل آمادگی برای واکنش سریع و به موقع به رویدادهای غیرمنتظره است و باعث افزایش توانایی کنترل وضعیت و مدیریت شرایط می‌شود. در مواردی مانند رانندگی، مراقبت‌های پزشکی یا فعالیت‌های نظامی، هوشیاری می‌تواند به معنای تفاوت میان موفقیت و شکست، امنیت یا خطر باشد.

    از منظر اجتماعی و فرهنگی، ارزش هوشیاری در جوامع مختلف بسیار مورد تأکید قرار گرفته است. افراد هوشیار معمولاً مورد احترام قرار می‌گیرند و نقش مهمی در حفظ نظم، امنیت و آرامش جامعه ایفا می‌کنند. این ویژگی به ویژه در محیط‌های کاری و آموزشی اهمیت دارد، جایی که توجه دقیق و مداوم به جزئیات می‌تواند منجر به بهبود عملکرد و جلوگیری از اشتباهات شود.

    از لحاظ زبانی، واژه‌ی «vigilance» از ریشه‌ی لاتین «vigilantia» به معنای «بیداری» و «مراقبت» گرفته شده است. این واژه در زبان انگلیسی به عنوان اسمی برای توصیف این حالت ذهنی و رفتاری به کار می‌رود و در متون علمی، ادبی و روزمره کاربرد گسترده‌ای دارد. معادل فارسی آن یعنی «هوشیاری» نیز بار معنایی مشابه و گسترده‌ای دارد و بسته به زمینه می‌تواند شامل دقت، تمرکز و آمادگی باشد.

    هوشیاری به عنوان یک ویژگی کلیدی در زندگی انسان‌ها، نقش مهمی در حفظ امنیت فردی و جمعی دارد. این حالت ذهنی و رفتاری باعث می‌شود که افراد بتوانند به موقع به خطرات و فرصت‌ها واکنش نشان دهند و در نتیجه، زندگی سالم‌تر، ایمن‌تر و مؤثرتری داشته باشند. تقویت هوشیاری در فعالیت‌های مختلف می‌تواند به بهبود کیفیت زندگی و افزایش بهره‌وری کمک کند.

    ارجاع به لغت vigilance

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «vigilance» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/vigilance

    لغات نزدیک vigilance

    • - vigil
    • - vigil light
    • - vigilance
    • - vigilance committee
    • - vigilant
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.