آیکن بنر

افزونه‌ی کروم فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

افزونه‌ی فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

تست کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۲۷ مرداد ۱۴۰۴

    Surveillance

    sərˈveɪləns səˈveɪləns

    معنی surveillance | جمله با surveillance

    noun uncountable C1

    نظارت، مراقبت، رصد (به‌ویژه توسط پلیس یا ارتش)

    link-banner

    لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی پیشرفته

    مشاهده

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    فست دیکشنری در اینستاگرام

    The FBI has increased surveillance on the suspect's home.

    اف‌بی‌آی نظارت بر منزل مظنون را افزایش داده است.

    Surveillance of the border is essential to prevent illegal immigration and smuggling.

    نظارت بر مرزها برای جلوگیری از مهاجرت غیرقانونی و قاچاق ضروری است.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد surveillance

    1. noun close observation, following
      Synonyms:
      watch care control supervision direction examination inspection scrutiny vigilance lookout eye tail track tab spying bugging tap stakeout wiretap surveyance eagle eye peeled eye vigil body mike bug
      Antonyms:
      indifference unobservance

    سوال‌های رایج surveillance

    معنی surveillance به فارسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «surveillance» در زبان فارسی به نظارت یا پایش ترجمه می‌شود.

    نظارت به معنای مشاهده، بررسی و دنبال‌کردن رفتار، فعالیت یا اطلاعات افراد، گروه‌ها یا سیستم‌ها به‌منظور جمع‌آوری داده، حفظ امنیت، جلوگیری از تخلف یا تضمین عملکرد صحیح است. واژه‌ی «surveillance» ریشه‌ی فرانسوی دارد و از واژه‌ی surveiller به‌معنای «مراقبت‌کردن از بالا» گرفته شده است. این معنا نشان می‌دهد که در ذات این واژه، نوعی کنترل و مراقبت مستمر و هدفمند وجود دارد که اغلب از سوی نهادی بالادستی یا قدرت‌مند انجام می‌گیرد.

    نظارت می‌تواند اشکال گوناگونی داشته باشد. در حوزه‌ی امنیت عمومی، surveillance به نصب دوربین‌های مداربسته در اماکن عمومی، فرودگاه‌ها، بانک‌ها یا خیابان‌ها اطلاق می‌شود که هدف آن‌ها جلوگیری از جرائم، شناسایی مظنونان یا ایجاد احساس امنیت در جامعه است. این شکل از نظارت، که با فناوری‌هایی مانند دوربین، حسگر، یا پهپاد همراه است، به‌شدت به پیشرفت‌های فناورانه وابسته است و در سال‌های اخیر توسعه‌ی چشمگیری یافته است.

    در کنار بعد فیزیکی، نظارت می‌تواند دیجیتال نیز باشد. «نظارت دیجیتال» یا «پایش داده» به بررسی رفتار کاربران در فضای اینترنت اطلاق می‌شود؛ از جمله رصد فعالیت‌های آنلاین، تاریخچه‌ی مرور، ارتباطات ایمیلی یا استفاده از اپلیکیشن‌ها. این نوع نظارت هم می‌تواند از سوی دولت‌ها با هدف حفظ امنیت ملی انجام شود و هم از سوی شرکت‌های بزرگ برای اهداف تجاری مانند تبلیغات هدفمند. همین‌جاست که موضوعاتی مانند حریم خصوصی و حقوق کاربران وارد بحث می‌شوند.

    نظارت همچنین در حوزه‌های پزشکی، علمی و صنعتی نیز کاربرد دارد. برای مثال، «پایش بیمار» در بیمارستان به معنای کنترل دائمی علائم حیاتی مانند ضربان قلب، فشار خون یا سطح اکسیژن است. یا در صنایع، سیستم‌های نظارتی برای کنترل کیفیت تولید، جلوگیری از خطا یا افزایش بهره‌وری استفاده می‌شوند. در این زمینه‌ها، نظارت نه‌تنها ابزار کنترل، بلکه وسیله‌ای برای بهبود عملکرد و پیشگیری از خطرات احتمالی است.

    با وجود مزایای فراوان، surveillance موضوعی بحث‌برانگیز نیز هست. مرز میان امنیت و نقض حریم خصوصی همواره مورد سؤال بوده و این واژه اغلب با واژگانی چون «کنترل»، «نظارتی بودن» و حتی «دولت‌های مراقبتی» همراه می‌شود. surveillance نه‌فقط یک واژه فناورانه یا اداری، بلکه مفهومی اجتماعی و فلسفی‌ست که دغدغه‌های عمیق‌تری را در خصوص آزادی فردی، اعتماد عمومی و قدرت مطرح می‌کند.

    ارجاع به لغت surveillance

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «surveillance» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۸ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/surveillance

    لغات نزدیک surveillance

    • - surtout
    • - surv
    • - surveillance
    • - surveillant
    • - survey
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    repatriation prob loosely ageusia multifaceted radiant take on quark gluon to make a long story short jump the gun to each his own think back tito tin مقرب غبار غربال غله خبیث خبث خندق قافله غلاف قفل دیلدو ذوب راگبی رئیس هیئت‌مدیره روانی
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.