آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Enjoy

      ɪnˈdʒɔɪ ɪnˈdʒɔɪ

      گذشته‌ی ساده:

      enjoyed

      شکل سوم:

      enjoyed

      سوم‌شخص مفرد:

      enjoys

      وجه وصفی حال:

      enjoying

      معنی enjoy | جمله با enjoy

      verb - intransitive A1

      لذت بردن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی مقدماتی

      مشاهده
      verb - transitive

      برخوردارشدن از، بهره‌مند شدن از، دارا بودن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی در فست دیکشنری

      The book enjoyed good sales.

      کتاب فروش خوبی داشت.

      They enjoy a high standard of living.

      آنان از سطح زندگی بالایی برخوردارند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Everyone should enjoy equal civil rights.

      همه‌ باید از حقوق مدنی برابر بهره‌مند باشند.

      verb - transitive

      لذت بردن از، خوش آمدن از

      Did you enjoy the party ?

      از مهمانی خوشت آمد؟

      I enjoy his company.

      از مصاحبت با او لذت می‌برم.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Let us enjoy our holidays instead of quarreling!

      بیا به جای دعوا کردن از تعطیلات خود لذت ببریم!

      Mehri enjoys horseback riding.

      مهری از اسب‌سواری خوشش می‌آید.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد enjoy

      1. verb take pleasure in, from something
        Synonyms:
        like love appreciate relish adore fancy delight in savor be pleased have fun have a good time be entertained mind rejoice in take joy in be fond of revel in dig dote on live a little live it up get a kick out of drink in eat up cotton to go thrill to have a ball luxuriate in paint the town get a charge out of flip over freak out on get high on
        Antonyms:
        dislike hate detest
      1. verb have the benefit or use of
        Synonyms:
        have use own possess experience maintain hold occupy retain command boast be blessed be favored reap the benefits process
        Antonyms:
        need want lack

      Collocations

      enjoy oneself

      خوش گذراندن، خوش آمدن، تمتع بردن

      لغات هم‌خانواده enjoy

      noun
      enjoyment
      adjective
      enjoyable
      verb - intransitive
      enjoy
      adverb
      enjoyably

      سوال‌های رایج enjoy

      گذشته‌ی ساده enjoy چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده enjoy در زبان انگلیسی enjoyed است.

      شکل سوم enjoy چی میشه؟

      شکل سوم enjoy در زبان انگلیسی enjoyed است.

      وجه وصفی حال enjoy چی میشه؟

      وجه وصفی حال enjoy در زبان انگلیسی enjoying است.

      سوم‌شخص مفرد enjoy چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد enjoy در زبان انگلیسی enjoys است.

      ارجاع به لغت enjoy

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «enjoy» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/enjoy

      لغات نزدیک enjoy

      • - enjambment
      • - enjoin
      • - enjoy
      • - enjoy a view
      • - enjoy good health
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      handle a competition handle a difficult situation hematein gulosity guayaquil greenskeeper traffic plow back in bowing attraction pescatarian Silicon Valley pestilence pharmacology phonics بوف بی انرژی بی سر و صدا بیشتر اوقات بیمه کردن بیمه نامه بی آبی بی‌ادب بی دقت بی دقتی بی‌رحم بی‌هویت تابیدن تاکید کردن تاکستان
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.