Big Picture

American: ˈbɪɡˈpɪktʃərði: British: bɪɡˈpɪktʃəði:
آخرین به‌روزرسانی:

معنی

  • تصویر کلی و دراز مدت (هر چیز پیچیده)
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد big picture

  1. noun entire perspective
    Synonyms: approach, attack, broad view, essence, idea, master plan, overall view, picture, plan of attack

ارجاع به لغت big picture

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «big picture» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳۱ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/big picture

لغات نزدیک big picture

پیشنهاد بهبود معانی